پرووکاتور ها را بايد ايزوله کرد

 

عروج چپ در فضاي سياسي ايران نقد و نفي را با هم همراه آورده است که کاملا طبيعي است. موجوديت جديدي به صحنه سياست ايران اضافه شده است که دو عکس العمل را بوجود آورده است.

 

اول کساني که به استقبال اين رنسانس انسانيت رفته اند و چه با نقد و چه با ترويج و توضيح در پي تعميق و گسترش اين رگه در سياست ايران هستند.

 

دوم اما عکس العمل جريانات و کساني است که دل به مرگ کمونيسم در پي شکست بلوک شرق و سرکوب ها و قتل عام هاي جمهوري اسلامي خوش کرده بودند. ميدان سياست علني اپوزيسيون را ملک طلق اسلامي هاي نيم پز و ناسيوناليست هاي رنگارنگ فرض گرفته اند. اين ميدان در مقابل چشمان نا باور اينها دارد به تصرف نافي هر دو يعني چپي که يک مليون بار مرگ آن را اعلام کرده و برايش جشن ترحيم گرفته بودند در مي آيد. اين دسته هم دست پاچه مجددا براي بار هزار و يکم به جنگ فکري و قلمي با کمونيسم آمده اند. اما کاش همه مسئله همين بود. براي يک کمونيست چه فرصتي بهتر از اين که بجاي رو‌در‌روئي با فتوا و پليس، پاسدار و اطلاعات، و حراست و تفنگ و باتوم با مغزي که احيانا در پشت اين ابزار ها قرار دارد وارد جدل شود و معني منطق پشت تحميق و چماق را به همگان نشان دهد.

 

اما کار به اينجا خاتمه نمييابد. در اين "نقد فکري" چپ توسط راست شاهد کمک گيري آنها از فضائي هستيم که جمهوري اسلامي خلق کرده است. در نوشته هاي اخير در نشريات و سايت ها بطور روز افزوني شاهد نسبت دادن تعلق سياسي و فکري چپ به اين يا آن سازمان و حزب کمونيستي و يا به اين يا آن شخصيت غير قانوني و "مهدور الدم" کمونيست است.

 

کسي که در جدل با يک شخصيت واقعي، علني و حقيقي در ايران او را به يک حزب سياسي و يا شخصيت به شدت غير قانوني که تماس با آنها جرم محسوب ميشود نسبت ميدهد انتظار دارد که طرف مقابل چه عکس العملي نشان دهد؟ از آن حزب يا آن شخصيت کمونيست دفاع کند؟ ميشود انتظار داشت که بحثي که از طرف مقابل به جنبش غير قانوني نسبت داده شده است را دنبال کند؟ از کمونيست هاي شناخته شده "تبري جويد"؟ واقعيت اين است که کسي که اين کار را ميکند تلاش دارد طرف مقابل خود را با نشان دادن اوين و قزل حصار به سکوت مجبور کند.

 

هيچ انساني که يک نخود عقل و احساس مسئوليت دارد براي مبارزه "فکري" با چپ به فضاي پليسي جمهوري اسلامي پشت نميدهد. تنها حکمي که ميشود داد اين است که اين شگرد آگاهانه بکار گرفته ميشود و تحريک پليس عليه فعالين کمونيست و يا مجبور کردن آنها به سکوت و پس کشيدن از صحنه مبارزه علني است.

 

تاسف بيشتر اين است که حتي بعضي از دلسوزان اين چپ هم از حب يا بغض اين فضا را نديده مي گيرند و متوجه محدوديت ها و خطراتي که چنين پرووکاسيوني براي چپ در حال عروج در ايران دارد نيستند. نقد نظرات افراد علني و شناخته شده زير ضرب جمهوري اسلامي نيازمند انتصاب آنها به کسي يا جائي نيست بايد روي مستقلا و روي پاي خود انجام شود

 

ما از همه سازمان ها وجريانات سياسي و از همه سايت ها و نشريات ميخواهيم که اجازه چنين پرووکاسيون هائي را ندهند. اجازه ندهند که از امکانات آنان براي نا امن کردن انسانيت در ايران استفاده شود. پرووکاتور و پرووکاسيون بايد منزوي و طرد شوند.

 

حزب کمونيست کارگري حکمتيست

۲۱ ژوئن ۲۰۰۷

۳۱ خرداد ۱۳۸۶