حزب ما بخشی از گردان جهانی کار است

مصاحبه با خالد حاج محمدی در مورد اعتراض به کشتار کارگران معدن



پس از انتشار خبر حمله نظامی پلیس افریقای جنوبی به صف اجتماع اعضای کارگران معدن پلاتین در آفریقای جنوبی و قتل حدود ٤٠ کارگر اعتصابی٬ حزب حکمتیست اعتراضاتی را در مقابل سفارت های افریقای جنوبی و در کشورهای اروپای فراخوان داد. اولین سوال این است که چه کارهائی را کرده اید و چقدر موثر بوده است؟

خالد حاج محمدی: اولین کاری که ما کردیم فراخوان به کل تشکیلات خارج بود که علیه این توحش به هر صورتی که میتوانند٬ اقدام کنند. تا کنون در لندن - انگلیس و در مقابل سفارت افریقای جنوبی تجمعی را همراه گروهای چپ و کارگری و... که عمدتا افریقایی و.. بودند را پیش بردیم. در گوتنبرگ - سوئد، میدان اصلی شهر تجمعی را داشتیم٬ در تورنتو - کانادا از رفقا خواستیم با توجه به فراخوان اتحاد بین المللی٬ آنها نیز در همان تجمع شرکت کنند که این کار شد. در عین حال علاوه بر لندن و گوتنبرگ، در تورنتو و خصوصا در اول مه کل فعالیت رفقای ما اطلاع رسانی به کارگران کانادایی و تلاش برای ترغیب آنها جهت دفاع از کارگران معدن بود. همچنین در کپنهاگ – دانمارک، هم تلاشهایی که اساسا اطلاع رسانی بود را پیش برده ایم. در سوئد رفقای ما اطلاعیه حزب را به زبان سوئدی نیز ترجمه و به اتحادیه کارگران سوئد و حزب چپ و... رسانده اند. بخش زیادی از این اقدامات بصورت کاملتر در اطلاعیه های تشکیلاتهای ما که علنی منتشر شده است آمده است.

در مورد میزان تاثیر این فعالیتها٬ تاثیرات خوبی داشته است و این فعالیتها بسیار ارزشمند و مثبت بوده است. اما فکر میکنم در این زمینه ها باید تلاش کنیم به هر میزان در توان داریم٬ کار عملی تر و موثر تری را انجام دهیم. تلاش کنیم اقداماتی را دنبال کنیم که از سنت اعلام موضعی و کسب تکلیف رایج عمیقا فاصله بگیریم. کار واقعی کمونیستی و دفاع از کارگران از ارتباط با آنها تا کمک عملی تر٬ از کمک مالی جمع کردن تا هزاران فعالیت دیگری که میشود کرد را در دستور گذاشت. این جهت ماست و احتیاج به بحثی مفصل تر دارد.

باید توجه داشت که این ماجرا خاتمه نیافته است. علاوه بر اینکه پروسه محاکمه کارگران در جریان است٬ در معدن طلا نیز ١٢ هزار کارگر اعتصاب کرده اند. در حقیقت دامنه اعتصاب به معدن طلا هم کشیده شده که توسط پلیس مورد حمله قرار گرفته و تعدادی از کارگران زخمی شده اند. با توجه به کل فشارها و ادامه اعتصاب و کشیده شدن آن به بخشهای دیگر٬ دادگاه که به جرم "اغتشاش و قتل" ٢٧٠ کارگر را محاکمه کرد٬ فعلا از هر نوع اعلام جرمی٬ به قول خودشان تا اتمام پروسه "تحقیقات"٬ خودداری میکند. آنها وقت میخرند و حتما بعد از آرام شدن فضا اقدامات خود را علیه کارگران دنبال میکنند.

سوال : این حرکات اعتراضی کجای سیاست حزب حکمتیست است؟ و جایگاه دفاع از کارگران اعتصابی برای شما چیست؟

خالد حاج محمدی:

دفاع از کارگران معدن پلاتین ماریکانا در افریقای جنوبی از جانب ما٬ دفاع از طبقه ای است که ما به آن تعلق داریم٬ دفاع از خود ما و طبقه ما است. مسئله به این سادگی است. ماجرا فقط این نیست که ما جمعی مصلح اجتماعی یا صرفا جمعی اومانیست هستیم که علیه این جنایت و توحش غیر قابل توصیف٬ فقط از سر انسانیت و دلسوزی٬ در جائی اعتراضی کرده ایم. که البته این کار خیلی قابل احترام است. بلکه این ما هستیم و این طبقه ما است. این اعضائی از خانواده بزرگ کارگری ما است٬ که مورد حمله قرار گرفته است و تعدادی از اعضای این خانواده، به خاطر ابتدایی ترین خواست اش، یعنی افزایش دستمزد، قتل عام شده اند. مسئله به راحتی از این قرار است که سه هزار نفر از همسرنوشتان ما٬ از رفقا و هم طبقه ای های ما به جرم اعتراض به بربریت حاکم بر زندگی آنها٬ به جرم خواست افزایش دستمزد٬ به جرم درخواست سهمی بیشتر از سرمایه تولید شده توسط خود آنها٬ در کمال وقاحت از جانب نیروی مسلح کارفرمایان٬ از جانب پلیس و دولتشان کشتار شده اند.

میخواهم بگویم اعتراض ما به این جنایت٬ بخشی از تلاش ما و طبقه ما٬ برای بهبودی در زندگی طبقه کارگر است. دفاع از اعضای خانواده بزرگ کارگری٬ دفاع از برادران و خواهران طبقاتی مان در افریقا یا هر جای این کرده خاکی بخشی از هویت ما است. در دنیا انسانهای شریف و انساندوست کم نیستند، که از این جنایات متنفرند و معترضند و ممکن است بطور سمبلیک هم شده جائی صدای اعتراض خود به این بربریت بلند کنند. و قلبشان از این درجه توحش٬ از این درجه بی رحمی و قصاوت بدرد بیاد. این ها کسانی هستند که حامیان قربانیان این جنایت اند. اما اعتراض ما نوعی دیگر است. اعتراض ما در دفاع از خود ما و علیه کشتاری است که از ما٬ از طبقه ما به عنوان یک طبقه جهانی شده است.

تا جائی که به سوال شما و سیاست ما برگردد٬ چند نکته را توضیح میدهم. طبقه کارگر طبقه ای جهانی است٬ همچنانکه که سرمایه داران هم از افریقای جنوبی تا انگلستان و آمریکا و ایران و... یک طبقه اند. با همه جنگ و جدالی که روزانه و بر سر سهم این یا آن بخش بورژوازی٬ این یا آن دولت بورژوایی با هم دارند٬ اما در مقابل طبقه کارگر، همگی شان در یک صف می ایستند و از همدیگر به عنوان یک طبقه دفاع میکنند. برای ما نیز همین صدق میکند. کل این طبقه منفعت مشترکی دارد. دفاع از طبقه کارگر چه در افریقا و چه در چین و عربستان و ایران و روسیه و آمریکا و... نیاز ما و دفاع ما از منفعت عمومی ما است. ما یک طبقه با منفعت مشترک و همسرنوشت هستیم. که بخشی در آفریقا و بخشی در ایران و بخشهای دیگرمان در کشورهای مختلف تقسیم شده اند و یا تقسیم مان کرده اند. حزب حکمتیست اگر حساسیتی نشان میدهد و اگر به این جنایت اعتراض دارد از این سر است. متاسفانه دامنه قدرت و توان ما محدود است. اما اعلام اینکه "در همه جا تلاش کنیم علیه کشتار کارگران معدن اعتراض کنیم" که سیاست ما است٬ طبیعی ترین عکس العمل هر حزب کمونیستی است.

توجه کنید که تاریخا کمونیستها مرزی میان بخشهای مختلف جنبش خود٬ جنبش اعتراضی طبقه کارگرعلیه سرمایه ٬ نشناخته اند. فاصله های جغرافیایی میان ما و مرزهایی که ساخته اند و حصارهایی که بورژوازی در تقسیم ثروت و حیطه نفوذ میان خود کشیده است٬ هیچ زمانی از نظر کمونیستها رسمیت نداشته است. تاریخا دفاع از تحرکات و اعتراضات کارگری برای زندگی انسانی و علیه سرمایه از جانب بخشهای مختلف طبقه کارگر مورد دفاع قرار گرفته است. زمانی هزاران کمونیست از سراسر جهان برای دفاع از انقلابیون اسپانیا عازم آن کشور میشدند و علیه حکومت دست راستی فرانکو همراه کارگران و کمونیستهای اسپانیا میجنگیدند. زمانی دفاع از انقلاب کارگری در روسیه٬ دفاع از انقلاب آلمان٬ حتی دفاع از انقلاب کوبا٬ دفاع از مردم ویتنام در مقابل جنایات آمریکا٬ امر همه کمونیستها در سراسر جهان بود. این فضا به حدی بالا بود که علاوه بر کمونیستها٬ بخشهای مختلف طبقه کارگر٬ حتی مردم عادی و انقلابی را نیز شامل میشد. تا جائی که به حزب ما برگردد٬ ما در گذشته نه چندان دور٬ تلاش کردیم در کنار کارگر اعتصابی معادن انگلستان باشیم٬ در کنار کارگران اعتصابی متال آلمان برای خواست ٣٥ ساعت کار در هفته باشیم٬ در کنار کارگران اعتصابی در لهستان و ... باشیم. و امروز مسلم است در کنار کارگران قتل عام شده آفریقای جنوبی علیه دولت جنایتکار حاکم هستیم.

حقیقت این است که دنیا عوض شده است و فضای عمومی جهان بشدت به راست چرخیده است. حاکمیت راست بر جهان و بازتاب پایان جهان دوقطبی به نام پایان کمونیسم در بوق زده شد و به کمک میدیای راست و فاسد٬ کل عدالتخواهی طبقه کارگر را عقب زده اند. امروز توقع از کمونیستها و در حقیقت آنچه امروز به نام کمونیسم و چپ در جهان شناخته میشود٬ کمترین تشابهی به کمونیسم ندارد. لذا این احساس درد مشترک کردن و احساس همسرنوشتی و جنگیدن برای دفاع از این بخش و آن بخش طبقه کارگر٬ ضد ظلم بودن و دخالت عملی کردن و.. همگی بشدت لطمه خورده است و همه چیز نمایشی شده است، که به نام فعالیت پیش میرود که این بحث طولانی تری میخواهد.

امروز این وضع و حاکمیت راست بر جهان بر کل فضای دنیا تاثیر گذاشته است. توجه کنید که در قرن ٢١ سه هزار کارگر معدن در افریقای جنوبی اعتصاب کرده است٬ در روز روشن و در مقابل چشم جهانیان٬ پلیس یک مملکت به نام "قانون و دفاع از قانون جامعه"٬ تجمع آنها را به رگبار بسته است و بیش از ٤٠ نفر را کشته و دهها نفر دیگر را زخمی کرده اند. بعد از این اتفاق ٢٧٠ نفر از آنان را دستگیر کرده اند و آنها را محاکمه کرده اند. با همه اینها مدیر انگل شرکت "لون مین"، که کنترل معادن پلاتین را به عهده دارد٬ جسارت میکند که فرصت ٢٤ ساعته اعلام بفرمایند و اخطار دهند که چنانچه کسانی که زنده مانده اند در این فرصت به سر کارشان برنگردد٬ اخراج میشوند!! در زمان برده داری اگر چنین برده کشی افسارگسیخته و خونینی میشد، برده داران از ترس قیام بردگان، خود را پنهان میکردند. و کشتن برده، که مالکی داشت و ملک قابل خرید و فروش کسی بود، به این سادگی نبود. "برده مزد" جهان امروز ما، از اجداد خود در عهد عتیق، بی حقوق تر و بی تامین تر است.

در جهان مدرن صنعتی و سرمایه داری امروز ما، رئیس جمهور آن مملکت در کمال وقاحت تازه بعد از فشار کارگران٬ کمیته "حقیقت یاب" درست کرده است. گویا جناب از دنیا بی خبر است. این در شرایطی است که اولین جلسه دادگاهی ٢٧٠ کارگر اعتصابی تشکیل شده است و کسی هم منتظر جواب "کمیته حقیقت یاب" کذائی "ژاکوب زوما" رئیس جمهور نشده است. و کارفرما شرکت حکم خود را داده است و اعتصاب آنها را "غیر قانونی" اعلام کرده است و تهدید به اخراج کسانی که بر سر کار بازنگشته اند، ادامه دارد.

قاتل خود رئیس جمهور و صاحبان معدن هستند. قاتلین کارگران در لباس قاضی ظاهر میشوند و جرم کارگران در اولین جلسه دادگاه، "تلاش برای قتل و خشونت" اعلام شده است! قاتلین آزادند و لباس قاضی پوشیده اند، و کارگران اعتصابی، بعد از خونبارترین جنایتی که علیه شان مرتکب شده اند٬ از طرف قاتلین محاکمه میشوند و جهان "متمدن" تقریبا ساکت است.

اگر چنین نبود اکنون میبایست پرولتاریای صنعتی در جهان، قیام بردگان امروز خود را برپا میکرد! و جهانی را علیه این وضع به میدان می آورد. کارگران متال آلمان٬ طبقه کارگر چین و روسیه و انگلیس و فرانسه و ایتالیا و اسپانیا و ایران و ... در سراسر جهان، در دفاع از همسرنوشتان خود و علیه برده داران امروز، سرمایه داران، بپا میخواست. علیه صاحبان و سهامداران پلاتین افریقای جنوبی در همین انگلستان و آلمان و آمریکا، اعتراض میکرد! اما متاسفانه همه چیز تبدیل شده است به یک نامه و صدور یک اطلاعیه! تازه این در بهترین حالت است. حتی چپ جامعه و آنهائی که اسم خود را کمونیست٬ سوسیالیست و... نام گذاشته اند٬ به راحتی از کنار جنایتی که علیه کل طبقه کارگر صورت گرفته است ساکت هستند.

میگویند اعتصاب "غیرقانونی" بوده است. چنین حکمی را هر کس بدهد٬ دشمن طبقه کارگر است. "قانونی" برای کی و از نظر کی؟؟ قانونی که کارفرمایان معادن پلاتین و معادن طلا تصویب کرده اند و به نام مملکت و با استفاده از مزدوران مسلح خود و کل دستگاه دولتشان٬ به جامعه اعلام کرده باشند٬ چرا برای طبقه کارگر رسمیت داشته باشد؟ مگر قوانین ما به عنوان طبقه کارگر که بیش از صد سال است نسل به نسل اعلام کرده ایم، و گفته ایم رابطه سرمایه دارانه بردگی "نوین" کارگر است و محکوم است٬ دزدی دسترنج و درآمد جامعه که توسط ما تولید و تهیه میشود از جناب سرمایه داران و دولتشان ممنوع است٬ همه انسانها باید از همه امکانات موجود در دنیای ما بصورت برابر استفاده کنند و ... از جانب آنها مراعات میشود؟ کارگر حق دارد در مقابل سرمایه هر وقت لازم دید و توانست، دست از کار بکشد، سرکار نرود، کار نکند، و اعتصاب کند! اعتصاب قانونی و غیرقانونی نداریم! به نیروی کار کارگر چوب حراج زده اند تا پول بیشتری از ما بدزدند و مشتی جنایتکار پولدار تر بشوند، و هر اعتراضی از جانب کارگر جرم است! برده داران دنیای مدرن امروز، برای جرم "نرفتن به سرکار" حکم اعدام صادر کرده اند! اینها قانون همانهائی است که کارگران را کشتار کردند.

حزب حکمتیست تلاش میکند بر همان سنتی باشد که تاریخا کمونیستها بوده اند. ما خود را بخشی از جنبش اعتراضی طبقه کارگر علیه سرمایه میدانیم. ما جزئی از گردان جهانی کاریم و منافع بلند مدت طبقه کارگر جهانی، منافع فوری و امروز ما است. ما به هر میزان که زورمان میرسد٬ صدایمان میرسد٬ و توانمان اجازه میدهد٬ علیه سرمایه و در دفاع از زندگی بهتر٬ در دفاع از دستاوردهای طبقه کارگر و برای ارتقا آن و در دفاع از مبارزات هر روزه این طبقه تلاش میکنیم. طبقه کارگر برای تامین یک زندگی انسانی راهی جز پایان دادن به حاکمیت سرمایه و برقراری جامعه ای آزاد و برابر ندارد و حزب ما بخشی از این تلاش است.