اوضاع
سياسي ايران و
ضرورت تاريخي گارد
آزادي
(١)
(٢) آيا گارد
آزادي يك سنت
جديد و متفاوت
سياسي،نظامي
است؟
ويژگي
گارد آزادي در
كردستان چيست؟
(٣) گارد
آزادي را
چگونه بايد
تشكيل داد؟
آرايش
و ارتباط و
فرماندهي اين
مقطع وا حدهاي
گارد آزادي به
چه شكلي است؟
وظايف
مشخص اين دوره
واحدهاي گارد
آزادي چيست؟
کنترل
محله
چه جايگاهي
در سازمان
گارد آزادي
دارد؟
(٤) موازين
عمومي عضويت و
حقوق و
اختيارات در
گارد آزادي چگونه
است؟
واحدهاي
گارد آزادي
امنيت خود را
چگونه بايد
تضمين كنند؟
مقدمه:
تلاش ميكنم
توضيح دهم كه
چرا كمونيستها
و
كارگران و
مردم
آزاديخواه
ايران در
اوضاع سياسي امروز
به وجود يك
سازمان بسيار
قدرتمند و
گسترده سياسي
و نظامي نياز
دارند و چرا عدول آز
آن اشتباه محض خواهد
بود٠
اين سازمان
كه از نظر ما
"گارد آزادي"
نام دارد، حتما
جنبه
هاي متعددي از
بحث و فعاليت
عملي از آرايش
و امنيت تا
وظايف و نقش
مهمي كه بايد ايفا
كند، با خود
به همراه
خواهد داشت٠
در هر مرحله
از تكامل و گسترش
آن و ايجاد تغيير
در تناسب قوا،
جوانب ديگري
از اولويت و
آرايش و وظايف
در دستور كار قرار
خواهد گرفت كه
به تناسب آن بايد اسناد و
مصوبات و
طرحهاي لازم را
داشت٠ كاري كه
در اين دوره
حزب ما به درجه
زيادي پاسخ آن را در
اظهار نظرهاي
ليدر و رهبري
حزب و در
اسناد و
مصوبات
داده است٠ در
همين راستا من هم به
سهم خود بر مبنا
محورهاي كه در
بالا عنوان
شده است، به
جوانبي از
فعاليت و
جايگاه گارد
آزادي و سنت
هاي متفاوت آن مي
پردازم
كه اميدوارم
مفيد واقع
گردد٠ روشن
است كه بعنوان
نظرات شخصي من
تلقي خواهيد
كرد نه
بعنوان سند
رسمي و مصوب
در خصوص گارد
آزادي و وظايف
و عملكرد آن٠
در
اين متن نيز
هنوز برخي از جوانب
مربوط به
امورات عملي و
فني گارد
آزادي(به ويژه
در بخشهاي سوم و
چهارم آن)
احتياج به
تشريح و روشنتر
شدن بيشتر دارد كه
متاسفانه بيش
از اين در
اينجا ممكن
نيست زياد
وارد آن شد ٠
اما تلاش
ميكنم در فرصت
ديگر و يا در
ميان سوالات و
اظهار نظرات
احتمالي
پيرامون اين
موارد نيز تمركز
بيشتري داشته
باشيم٠ در هر
حال از هر سوال
احتمالي و
اظهار نظري در
اين رابطه
استقبال
ميكنم٠
و اما
مخاطب
اول من در
اين بحث ،
كارگران و
جوانان و همه
انسانهاي
آزاديخواه
است٠ توقع و
انتظار من اين
است كه
جريانات و تشكلها
و نهادهاي مسئول
و
انسانهاي
آزاديخواه هر چه
بيشتري به اين
اوضاع حساس
باشند ٠ در كنار
و همگام با
همه تلاشهاي
مبارزاتي خود
ازايجاد گارد
آزادي به
عنوان يك
اقدام مهم
استقبال
نمايند
و به آن كمك
كنند٠
در شروع
اين بحث ابتدا
توجه شما را
به مرور وقايع
ها و روند سياسي
امروز
در ايران جلب
ميكنم٠
توضيح خواهم
داد كه
سير اوضاع
سياسي امروز
ايران چه
مسيري را دارد
طي ميكند، در
واقع قصد
دارند به چه
مسيري آن را
شكل دهند، ما
بايد چكار
كنيم و چرا
سازمان دادن گارد آزادي
امروز يك
ضرورت تاريخي
و يكي از
اقدامات مهم
ما براي
مقابله با اين
روند خطرناك
است٠
اوضاع سياسي
ايران و ضرورت
تاريخي گارد
آزادي
(١)
همانظوريكه
تا بحال و به
مناسبتهاي
مختلف از آن
صحبت شده است
گارد آزادي و شكل
گيري آن پاسخي
است به يك
ضرورت سياسي
مهم، عكس
العملي است در
خصوص يك
واقعيت امروز
در جغرافياي
ايران و اوضاع
سياسي كه دارد
اتفاق مي افتد٠
جمهوري
اسلامي و
قلدري نظامي
امريكا و به
همت اينها شكل
گيري گروهاي
قومي و نژاد
پرست بعنوان
يك مثلث
خطرناك و جدي آينده آزادي،
خوشبختي،
رفاه و و
انسانيت و
اتحاد مردم
را زير
سوال برده
است٠ همه در
پي اهداف خود دارند
ملزومات سناريو
يك جنگ خونين
و از هم
پاشيدن مدنيت
و همزيستي
مردم را فراهم
ميكنند٠ به اين
منظور پرچم
ديني و قومي و
تماميت ارضي و
مليت و
دمكراسي كه
هيچ كدامش
ربطي به هستي
و زندگي و
منافع
اكثريت
قريب به اتفاق
مردم ندارد به
احتزاز در آورده
اند٠ دارند
اين را نيز با
نيرنگ ،
زور ، اسلحه و وحشت
بر جامعه
تحميل ميكنند٠
هيچكدام سر
سوزني منافع
مردم را در
نظر نداشته و
نخواهند
داشت٠ اين
واقعيات،
ايران را در
لبه پرتگاه يك
سناريو سياه
خطرناك قرار
داده است كه
با عملي شدنش
ابعاد جنايت و
فجايع آن غير
قابل مقايسه
حتي با عراق ،
رواندا و
يوگسلاوي خواهد
بود٠ بيست و
هفت سال است
اسلام و حكومت
اسلامي "يك
تنه" كارگر ،
زن و جوان را
سركوب و
جنايت و آدمكشي
كرده است.امروز
دست درازي
گروهاي قومي
به زندگي مردم
دارد ابعاد
اين فاجعه را
بزرگتر،
سنگين تر و
پر تلفات تر
ميكند و اگر
امريكا نيز
دست به حمله
نظامي،
ولو كوتاه مدت
و هوائي نيز
بزند ديگر
افسار هر گانگستر اسلامي و
قومي چه در پوزسيون
و چه در
اپوزيسيون
رها خواهد شد
و كمتر جاي در
ايران باقي
خواهد ماند كه
به جنگ و خونريزي
تحميلي
نيروهاي
اسلامي و
قومي تبديل
نشود٠ چنانچه
اين سناريو
سياه
عملي گردد
ميليونها
انسان را كه
حتي همزيستي و
رابطه
خويشاوندي و
خانوادگي ده ها
ساله را دارند
با سم شيعه و
سني و قوم و
مليت به جان
هم خواهند
انداخت،
مجبورشان
ميكنند٠ كافي
است سر يك
"شيعه" و يا "ترك"
و يا "فارس" و
"كرد" را بريد
و در جلو صفحه
تلويزيون
نشان دهند٠
كافي است در
ايران
٧٠ ميليوني فقط چند
صد تا آدم
مجنون اسلامي
و نژاد پرست
بروند در جاي
گروهي از طرف
"مقابل" را
اعدام كنند،
يا چند
مسجد و مكان"
مقدس ديني و
ملي" را كه
پشيزي ارزش
ندارد منفجر
كنند، كافي
است امكان
عملي شدن يك
صدم شعارهاي
فدراليستهاي
قومي كه نمونه
اش
را در
شعار و پرچم
"مردم
سرنگوني طلب"
اخير در تبريز
و يا ماكو و غيره
در ماهاي
گذشته شاهدش
بوديم، در
اروميه و نقده
و شاهيندژ و
تكاب و
كرمانشا و حتي
تهران و
اصفهان
فراهم شود تا
يك فاجعه عظيم
به مردم ايران
تحميل شود٠
امريكا و
متحدين غربي و
ايراني آن
بدون شروع
رسمي جنگ گرم جنگ
خود را بر
عليه آرمان و
اهداف آزادي و
آزاديخواهانه
اكثريت مردم
ايران مدتها
است شروع كرده
اند٠ دولت
امريكا همين
حالا با
امكانات دادن
به
ناسيوناليستها
و قومپرستان
رنگاورنگ جنگ ضد
انساني پمباران
كشنده
نژادي و قومي
و ملي را شروع
و به سرعت به
گسترش اين
پروسه سياه
دارند كمك
ميكند٠
همين امروز
زمينه و پيش
پرده هاي آنرا
فراهم كرده
اند٠ اين
روند و اين
نگراني واقعي
است٠ از
جمهوري وحشي
اسلامي تا
امريكا قلدر
و ضد
آزادي و اتحاد
و همبستگي ضد
كاپيتاليستي
مردم، و از
ناسيوناليسم
و فاشيسم فارس
و ترك و كرد و
عرب كه تاريخي
از سو استفاده
از مساله ستم
ملي پشت سر
خود دارند و
خود همواره از
سركوبگران
اول مردم "قوم"
خود بوده اند و بدونه
استثا همه با سر در
"بالش" اين و
آن دولت
سركوبگر پرورش
يافته اند و
امروز بدون
تعارف نوكر و
مواجب بگير
آشكار امريكا
شده اند، تا"
چپ" سنتي غير
ماركسيست و
گيج و
پيش نماز خوان
" انقلاب" كن و "ملت"
تراش و "مودب"
و رياكار در
مقابل" فرهنگ
توده" ها كه
سال ٥٧ در به
شكست كشاندن
انقلاب
آزاديخواهانه
مردم همسنگر
خميني شدند و
در سايه "انقلاب
اسلامي" لنگر
انداخت و به
خميني خدمت
كرد و امروز
درست با همان
تفكر و
متدولوژي ولي
از نوع
"ملي"آن تشنه
خدمت به جنبشهاي
ناسيوناليستي
و قوم پرستي
است تحت عنوان
عوامفريبانه
"انقلاب
همگاني" و
"جنش
سرنگوني"(
بخوان قيام
ارتجاعي ملي
در اهواز و
تبريز و
مهاباد و بالا
شهري تهران و
هخا) با كمال
تاسف دارند به
اين روند خطر
ناك و بشدت ارتجاعي
و ضد كارگري و
ضد منافع مردم
ايران كمك ميكنند٠
ناسيوناليسم
و ملي گراي
درست مانند مذهب يك
پديده زشت و ننگي
است براي
بشريت ٠انسان
آزاده و كارگر
و ماركسيست
آگاه هيچگاه
در اين صف
نبوده و نمي
تواند و نبايد
باد بان آن صف
و" پياده
نظام" آن باشد٠
امروزدر
تلاشند كه
مسير و چهره
راديکال جنبش
سرنگوني و صف
آزاديخواهانه
و پيشرو آنرا
مخدوش و به
بيراه ببرند ٠
جنبش سرنگوني
كه با دو پرچم
و اهداف
متفاوت در
جريان است، چپ
و
آزاديخواهانه
و ملي
اسلامي، مي
خواهند
به كليت آن
خصلت ملي و"
اسلام
معتدل"
بدهند و آنرا
تبديل به
"جنبش
سرنگوني ملي
گرايان و
فاشيسم قومي "مليتهاي"
ايران"
بكنند٠ درست
تكرار همان
پروژه غرب وخميني
و جنبش
ارتجاعي او كه
بر عليه قيام
آزاديخواهانه
مردم صورت
گرفت و
در سال ٥٧ انقلاب
را به شكست
كشاند٠ اما
اين بار بسيار
بسيار
خطرناكتر و
سركوبگرانه و خونين
تر خواهد بود!
دارند لگد
ميزنند به ٢٧
سال تلاش و
مبارزه بي
وقفه كارگران ،
زنان و
جواناني كه
بدون اينكه
هيچ نيازي به
پرچم خرافه
ملي داشته
باشند با يك
حكومت وحشي
اسلامي در حال
نبرده اند٠ با حكومتي
كه اتفاقا صدها و
هزاران مزدور
ترك و كرد و فارس
زبان نيز در
راس حكومتش
بوده و هستند٠
از جمله جنبش
ناسيوناليستي
ترك به ويژه
بخش اسلام
شيعه گري آن
شريك به قدرت
رساندن
جمهوري
اسلامي بود و
اكنون نيز
بخشي از
مقامات حكومتي
و بخشي از
آدمكشان
جمهوري
اسلامي عضو آن
جنبش هستند٠
كل
اين پروسه و حقايق
تلخ كه
دارد آينده
سياسي و زندگي
مردم را به
تاريكي و
تباهي رهنمون
خواهد كرد هر
آدم و حزب و
جريان
شرافتمندي را
بايد تكان دهد
و اگر ريكي به
كفش ندارد
آشكارا بر
عليه كليت اين
صف ارتجاعي
خواهد ايستاد٠
براي رسيدن
به خواست
و آرزوهاي پر
بها كارگران و
آزاديخواهان
ايران از زير
بار اين فشار
و خطر ارتجاع
سناريو سياه،
مركب از قومي
و ديني آن،
موضع خواهد
گرفت و به هر
شكلي كه شده
عملا مقابله
خواهد كرد٠
حركت و جنبش و
اعتراض و
مطالبه و
تاكتيك و
استراتژي اين
صف ارتجاعي هيچ
همسوئي و
دلخوشي واقعي
از جنبش سوسياليستي
كارگران از
اعتراضات
راديكال دانشجويان
و از جنبش ٨
مارس و اول مه
و كوكان و آدم
برفي
ها و غيره
ندارد٠
هييچگاه و به
هيچ مناسبتي
نه تنها از
آنان حمايت
نكرده اند
بلكه وجود و
اهداف و صف
مستقل طبقاتي
اين جنبشهاي
عظيم انساني
را نيز منكر شده
و مي شوند٠ يكي
كردن و مترادف
خواندن اين
جنبش با حركتهاي
كيثفي كه بر پرچمش
آشكارا
نوشته شده است
"زبان فارس زبان
سگ است" و
يا" قيام
تركها ماكوعليه
كردها و
ارامني" را
جار مي زند و
يا "ترك" و "عرب" و "
كرد" و غيره را
آدم نمي داند تلاشي
است شرمگينانه،
ضد كمونيستي ،ضد
انساني و
در سطح
ژورناليستي
نيز چنين تلاش
و انعكاسي از
واقعيت دو
جنبش متفاوت و
متضاد
در عرصه
سياست ايران
كار
شرافتمندانه
اي نيست٠
متاسفم كه
همكاران
سابقم در حككا
در صف اول اين
رجز خواني
قرار دارند٠
اگر مجاهد و
سنت توده و
چريك از
"درون"
توانستند
"ماهيت
خميني" را در
سال ٥٧_٥٨
تغيير دهند
اين "چپ" نيز
خواهد توانست
از "دخالت و
شركت فعال" در
جبش هخا و
جنبش "فارس سگ" است و يا
"ايران براي
همه
ايرانيان" يك
انقلاب
"سوسياليستي
را به پيروزي
برساند٠
كمونيست و كارگر
و آزاديخواه و
سكولار جامعه
ايران اگر
عليه كل اين
پديده
ارتجاعي (راست
و چپ آن)
به مقابله بر
نخيزند و"
پرچم نه قومي
و نه اسلامي
زنده باد آزادي
و برابري" و بر
اين مبنا پرچم
"مرگ بر
جمهوري
اسلامي" را بر
همه مبارزات
كوچك و بزرگ
خود حك نكنند
و اگر مردم
آزاديخواه با
شجاعت تمام تف
نكنند بر روي
همه نيروهاي
كه دارند با
پرچم اسلامي و
قومي در تدارک
سناريو سياه هستند، كه
چند دهه ديگر
هستي جامعه را
نابود خواهد
كرد، اگر مردم
با وجود تمام
تنفري كه از
حكومت اسلامي
دارند و براي
سرنگوني آن
روز شماري
ميكنند" نه"
بزرگي را
تحويل قلدري
نظامي امريكا و اهداف
كثيف سياسي آن
در ايران و
منطقه ندهند و
صف خود را از
همه اينها
آشكارا جدا
نكند، بنظر
من
مردم ايران
با وحشيانه
ترين سركوبها
و جنگهاي
خونين روبرو
خواهند شد كه
به هيچ وجه
جبران پذير
نخواهد بود٠
آينده و اميد
و آرزوهاي
ديرنه مردم را
براي يك دوره
طولاني
خاكستر
خواهند كرد٠ ميتوان
اين روند سياه
و ارتجاعي را
پس زد و پرچم
جنبش سر نگوني
را با آرمان
آزادي و
برابري و نه
قومي نه مذهبي
با قدرت به
پيش برد و
جمهوري
اسلامي را به
زباله
دان
تاريخ سپرد و امريكا
و
ناسيوناليسم
ايراني و همه
قوم پرستان را
ناكام كرد٠
قبل
از هر چيز در
اين شرايط و
براي مقابله
با اين اوضاع
است كه گارد
آزادي معني
پيدا كرده
است٠گارد
آزادي براي
اين نقش و
بعنوان يكي از
ابزارهاي مهم
در اين دوره
مي تواند يكي از عكس
العمل هاي
فوري و توده اي
در مقابل خطر
سناريو سياه
باشد و هم
ابزار
قدرتمندي در دست
مردم براي
دفاع از خود در
كنار و همسو
با تمام ابعاد
مختلف مبارزه
سياسي و ديگر
اشكال مبارزاتي
ما٠ گارد
آزادي بخش
مهمي از اين
تلاش براي
مقابله با
وقوع اين
اتفاقات وحشتناك
است٠ گارد
آزادي پاسخ
مهمي
است براي تامين
اتحاد و قدرت
طبقه كارگر و
مردم
آزاديخواه ،
براي مقابله
با وقوع
سناريو سياه و
مقابله با
نيروهاي سياه
قومي و ديني در
شرايط تحميل
سناريو سياه
در ايران٠
گارد آزادي در
همه شهرها و
شهركها و
روستاهاي
ايران براي اين
اوضاع و براي
دفاع از امنيت
، آزادي و
اتحاد مردم
ميتواند و
بايد تشكيل
شود٠ گارد
آزادي محل
تجمع همه
كساني است كه
تره براي قوم
پرستي و مذهب
خرد نمي كنند
٠ ظرفي است
براي تجمع و
مبارزه همه
انسانهاي
شريف و مسئول در
قبال
تامين يك
ايران مرفه، آزاد
و برابر و بري
از قومپرستي ،
قوانين
اسلامي ،
ستم ، تحقير ،
نابرابري ،
اعدام ،
زندان و شكنجه
٠ گارد آزادي،
"گارد" ما و
ظرف مقابله
همه ما مستقل
از زبان و
مليت و جنسيت
براي مقابله
با سناريو
سياه و جمهوري
اسلامي و
نيروهاي فاشيست
فارس زبان،
كرد زبان، ترك
زبان و عرب
زبان و غيره
است٠ در هر
جاي كه دشمنان
مردم توان
اعمال
زورگوئي
ندارند و مسلح
نيستند و با
اسلحه سراغ
مردم نمي روند
گارد آزادي
نيز فعاليت
سياسي و آگاهگرانه
و تعرض جدي
سياسي را
بعنوان ابزار
متحد كننده
خود بدست
ميگيرد، بعنوان
يك تشكل
سازمان يافته
مردم و
جوانان
فعاليت و
مبارزه
متحدانه خود
را تداوم و
گسترش خواهد
داد٠ در هر
جاي كه
نيروهاي قومي
و اسلامي خود
را به مردم
تحميل كنند و
با زور و
اسلحه امنيت و
آزادي مردم را
مورد تعرض
قرار دهند و
مي خواهند در
ميان مردم جنگ
قومي و مذهبي
راه اندازند،
گارد آزادي
نيز با قدرت و
زور اسلحه وارد
عمل خواهد شد٠ كارگران و
مردم
آزاديخواه بايد
داراي چنين
قدرت و ابزاري
باشند!
نبايد
مردم منتظر
باشند كه در
آخرين لحظه به
فكر سازمان
خود و مقابله
با آن باشند٠
لازم است بخش
زيادي از
واحدهاي گارد آزادي
از بدو تشكيل
در همه شهرهاي
ايران تشكيل
شوند و خود را
مسلح كنند، از
چنان توان و امكاني
بر خوردار
باشند كه در
عرض مدت
كوتاهي در
ابعاد هزاران
نفري در هر
شهر و محله
خود را مسلح
كنند و تعهد
دفاع از امنيت
و آزادي مردم را
تامين و تضمين
نمايند٠
هدف
فوري گارد
آزادي تضمين
قدرت سياسي و
نظامي حزب،
طبقه کارگر و مردم
انقلابي براي
دفاع از آزادي
و امنيت سياسي
و اجتماعي در
جامعه در
مقابل گانگسترهاي
اسلامي و قومي
و هر كسي كه به
مردم تعرض كند
است. گارد
آزادي هسته
هاي تسليح
عمومي مردم و
تشکيل ميليس
توده اي است و
يکي از اشکال
اصلي سازمان
يابي جوانان و
مردم بخصوص در
محلات و شهر
ها است٠ همين
امروز و تازه
با تاخير
زياد، وظيفه
دارد كل فضاي
سياسي
محله و شهر
محل سكونت خود
را بر عليه
ارتجاع
اسلامي و قومي
از هر نوع آن
بسيج كند٠ واحدهاي
گارد آزادي
اگر از هم
اكنون در
تهران و تبريز
و اصفهان و
غيره ملزومات
مسلح شدن خود
را فراهم و
تضمين نكنند،
بنظر من در شرايطي
که لازم است
مسلح شوند،
ابتكار عمل را
از دست
خواهند داد و از توان
ايفاه نقش
مهمي كه بر
عهده دارند برخوردار
نخواهند بود٠
قطعا وحشي
گري جمهوري
اسلامي و
تناسب قواي
كنوني و همه
جوانب امنيتي قضيه
مهم است و
بايد آنرا در
نظر گرفت٠
خلاصه
وتاكيد مجدد: ضرورت
فوري
سازمان دادن
گارد
آزادي از خطر
از هم پاشيدن
بنيادهاي
مدني جامعه و
"عراقيزه کردن"
جامعه ايران
در پروسه
سرنگوني
جمهوري اسلامي
و يا بعد از آن
توسط دار و
دسته هاي مسلح
اسلامي، قومي
و گانگسترهاي
سياسي و نظامي
و همچنين توسط
دخالت نظامي
آمريکا و
متحدين اش كه
به يک خطر
دائمي در
ايران تبديل
شده است بايد
مورد توجه
قرار داد٠ از هم
اكنون عاملين
سناريو سياه دارند
ملزومات و
تدارك سياسي و
نظامي سناريو
سياه و
عراقيزه كردن
ايران را براي
خود آماده
ميكنند٠"
كنگره ها
قومي" و "ملاقاتهاي
كاخ سفيد" و
راديو
تلويزيونهاي
كه با برنامه
و پول امريكا
جان گرفته در
كنار جنبش هخا
و فاشيسم ترك
و كرد و فارس گوشه
هاي اول اين
پيش پرده است٠
همين امروز
بخش زيادي از دارو
دسته هاي قومي
و مذهبي در
ايران مسلح هستند و دارند
بقيه را نيز
مسلح ميكنند٠
از هم اكنون
در ابعاد
سراسري
متاسفانه
دارند
به سياست دبعد
نظامي ميدهند.
فدراليسم
قومي بعنوان
يك پرچم سياه
و خونين
دارد با پول
امريكا و تلاش
اپوزيسيون
مرتجع دامن
زده ميشود٠بطور
واقعي هم
اكنون
"سناريوي
سياه" در
چهره سياسي
امروز ايران افزايش
يافته است.٠ تلاش و
كمك مادي و
سياسي و
تبليغي امريكا
براي تقويت
ارتجاع
قومپرستان را
نيز همه دارند
ميبينند٠
تجربه
ما در ايران
و ساير نقاط
جهان و اکنون
در عراق نشان
ميدهد که
همانند دولتهاي
مركزي
بورژوازي
اپوزيسيون و
دار و دسته
هاي مذهبي و
قومي
ميتوانند در
رابطه ميان
خود با جنبشهاي
مترقي و احزاب
سياسي ديگر به
ويژه با طبقه
کارگر و جنبش
آزاديخواهانه
به نيروي
نظامي متوسل
شوند و به
سركوب آنان
روي مياورند.
پهن كردن
پرچم امروز"مليت"
خودم و "مذهب"
خودم پوچ است و
يك عوامفريبي
و دروغ آشكار٠
مگر كارگر و
زن و كودك و
انسان آزاده"
ملت خودم" و"
مذهب خودم" را
دارد؟ اين
تبليغات و
پرچم
عوامفريبانه
طبقات دار و
ناسيوناليستهاي
است به منظور
بيراهه بردن
مطالبات
آزاديخواهانه
و صف زنان و
جوان و كارگر
و هر
آزاديخواه"
فارس" و "كرد"
و "ترك" و "عرب"
زبان است! اينها
ميخواهند
ما را بر حسب
دين و مليت
جعلي تقسيم و
ما را به جان
هم بياندازند
و خود به قدرت
برسند و در
گام بعدي خود
ما را بعنوان
كارگر و
كمونيست و زن
و جوان و كودك
و انسان
آزاديخواه
سركوب و تحقير
كنند٠ اينها
اگر حتي يك
روستا را نيز
زير كنترل خود
داشته باشند همان
كاري با مردم "
هم مسلكي خود"
خواهند كرد كه
همه دولتها
سركوبگر و
احزاب قومي
كرده اند٠
عراق را
ببينيد٠
كردستان عراق
را ببينيد ٠ ٢٧
سال حاكميت
وحشي خود
جمهوري
اسلامي را
ببينيد٠ هنوز
هم توهم
داريم!؟ نبايد
فريب آنها را
خورد و
انسانيت خود
را حراج كرد٠
سال ٥٧ با
همين
فريبكاريها سر خيلي ها
كلاه گذاشند
حالا ديگر شرم
آور و خطا محض
و غير قابل
جبران است كه
به نوعي ديگري
با نام قوم و
مليت سر مردم
كلاه بزارند٠
طبقه كارگر،
حزب ما و جنبش
عظيم
آزاديخواهانه
چنين اجازه اي
نخواهد داد!
نبايد اجازه
داد!
جنبش
آزاديخواهانه
و برابري
طلبانه
ايران، كه بخش
پيشرو و مترقي
امروز جنبش
سرنگوني
طلبي است، و
همچنين حزب ما
و طبقه كارگر
بايد قادر
باشد اين خطرات
و حربه ها را
با قدرت پاسخ
گويد و در
تلاش باشد تا
امنيت و آزادي
مردم و
بنيادهاي
جامعه را
تضمين کند.
بايد
همزمان هم
پروسه سرنگوني
جمهوري
اسلامي را
تسريع کنيم و
هم در جريان پروسه
سرنگوني و بعد از
سرنگوني
جمهوري اسلامي
آنچنان
نيرويي در
ميدان داشته
باشيم که
مدنيت را در
جامعه حفظ کند و
به مردم امکان
انتخاب آزاد و
آگاه نظام
آينده را بدهد.
بايد سازمان و
تشکيلاتي
ساخت که هر
جريان و هر
نيروئي که
آزادي مردم را
مورد تعرض
قرار ميدهد، يا
تبعيض و ستم
بر زن را رواج
ميدهد، يا به
مردم زور
ميگويد، به
کارگران و
فعالين
کارگري زور ميگويد
و مانع از
ايجاد تشکل
آنان مبشود و
يا قوم
پرستاني که
روي تنش هاي
قومي نفت
ميريزند،
خنثي وايزوله
کرد و سرجاي
خود نشاند. گارد
آزادي يكي از
ابزارهاي مهم
و پاسخ حزب ما،
طبقه كارگر و
مردم
آزاديخواه
است به اين
اوضاع كه
ميتواند و
بايد
مورد
استقبال وسيع
قرار بگيرد
براي
دفاع از
مدنيت و امنيت
و آزادي مردم ايران.
(٢)
آيا گارد
آزادي يك سنت
جديد و متفاوت
سياسي_نظامي
است؟
گارد
آزادي بر عكس
همه سنتهاي
پيشين و تا
كنوني، لحظه
به لحظه زندگي
مردم، حقوق
زنان و كودكان
و آزادي و
امنيت مردم در
وجود گارد
آزادي و نقشه و وظايف
آن جاري و
انعكاس دارد٠
سازمان و
تشكلي است براي
اين امر مهم
تشكيل شده است٠
گارد آزادي
نه سنت
مبارزه
مسلحانه
چريکي است، نه
سنت مبارزه
مسلحانه
محاصره شهرها
از طريق دهات،
و نه سنت
نيروي پيشمرگ
احزاب
ناسيوناليست
کرد و
نه سر سوزني به
"ارتش آزادي
بخش" و غيره شباهت
دارد٠ نيروي
مسلح و"قدرت
ويژه" آن در
اين سنتها، كه
سنت جنبش و
احزاب بورژوا
اعم از اسلامي
و قومي و يا
سنت ملي و "خلق
گرايانه" چپ
سنتي،
ميباشند تمام
افق آنها را
شكل مي دهد
وبرايشان ماورا
مبارزه
طبقاتي و توده
اي مردم است، "
نجات بخش است"
"قهرمان"
توده ها است و
يا "فدائي
مردم". و سر
آنجام داراي
قدرت و ارزش و
اختيار و امتياز
فوق العاده و بالاتر
و برتر بر
مردم و ابزار حاكميت
و اعمال زور و
قدرت بر مردم
است ٠