کورش مدرسي

"از جمله"

 

در نشريه کنگره شماره ۷ گفتيم که حزب حکمتيست و جامعه در مقابل مسائل جديدي قرار گرفته اند. اين تحولات نه يک باره هستند و نه پيش بيني نشده. لااقل براي حزب حکمتيست چنين نيست. بسياري از جنبه هاي مختلف رويداد ها را ما پيشبيني کرده بوديم و بسياري از قدم هائي که بايد برداشته شوند را مد نظر قرار داده بوديم.

به نوبه خود، من هم در بحث "شکست ناسيوناليسم و ملزومات عروج کمونيسم" به مولفه هاي اساسي اين اوضاع و وظايف و فرصت هاي تازه اي که در مقابل حزب ما قرار ميگيرد اشاره کرده ام و در ادامه بحث در نشريه کمونيست سعي ميکنم اين نکات را حتي المقدور باز کنم.

 

آنچه که امروز در جامعه و در حزب حکمتيست در جريان است روندي است که کنگره اول حزب حکمتيست سال گذشته بر آنها انگشت گذاشت. حزب حکمتيست اساسا در مقابل مصاف هائي قرار گرفته است که کنگره اول در مجموعه اسناد خود و بويژه در "قطعنامه در مورد اوضاع سياسي ايران (جنبش سرنگوني)"، "قطعنامه در مورد ممانعت از پاشيدن شيرازه جامعه ايران"، "قطعنامه در باره طبقه کارگر و قدرت سياسي" و بالاخره  "قطعنامه درباره اوضاع ايران و مصاف هاي حزب حکمتيست" مورد بحث قرار گرفته اند.  روشن است که در فاصله يک سال گذشته اتفاقات مهمي روي داده است و کنگره بايد وضعيت جامعه ايران و وظايف خود را در متن اين اوضاع جديد باز تعريف کند. اما به اعتقاد من اوضاع جديد در واقع انکشاف بيشتر پروسه هائي است که از قبل شروع شده بود و اسناد کنگره اول به آنها اشاره ميکنند. آنچه در کنگره دوم بايد انجام دهيم تدقيق اين اسناد، روشن کردن ملزومات پيروزي در اين مصاف ها و بالاخره به روز کردن حزب براي انجام اين مهم در کوتاه ترين زمان ممکن است.

 

تامين ملزومات پيروزي تنها يک بحث "لِمي" و يا تشکيلاتي، به معني رايج آن نيست. گسستن از يک تاريخ چپ سنتي است که در ۸۰ سال گذشته در تمام دنيا بر جنبش کمونيستي طبقه کارگر حاکم بوده است. گسستن و عبور از بخش مهمي از عادات و تاريخي است که خود ما در آن سهيم هستيم. عادات و نرم هاي طبيعي فعاليت سياسي اي که  آنقدر به آنها عادت کرده ايم و آنقدر آنها را بديهي و داده ميدانيم که آنها را نميبينيم. جاي ديگري گفتنم که ما بايد يک بار و براي هميشه لشگر شکست خوردگان حرفه اي تاريخ هشتاد سال گذشته چپ را ترک کنيم. جنگ اصلي ما اين است. اين مادر همه جنگ هاي ماست و مهمتر اينکه پيروزي در اين جنگ است که ميتواند نيروي فعاله تغيير را از قيد و بند زنجيري که به دست و پاي او بسته اند آزاد کند و تکليف آينده جامعه و تکليف انقلاب کمونيستي طبقه کارگر را روشن کند، پيروزي را ممکن کند.  

از اين زاويه، به نظر من، کنگره دوم ما، به عکس کنگره اول، به قرار و قطعنامه هاي کمي احتياج دارد. بايد يک افق، يک نقد، يک راه پيشروي را در مقابل تمام جنبش کمونيستي قرار دهد. خوش بيني و پيروزي را ممکن سازد. ما قرار و قطعنامه و نقشه و مصوبه کم نداريم. نيروي ماديت بخشيدن به اين قرار، قطعنامه ها و نقشه ها را بيش از هر چيز کم داريم. اين نيرو را بايد بسازيم.

 

در اين رابطه و به عنوان گشايش بحث دو نوشته را اينجا مجددا منتشر ميکنم. نوشته اول، بخش هائي از نامه اي است که در تاريخ ۲۰ ژوئن ۲۰۰۶ يعني ۴ ماه قبل از کنگره اول حزب (يک سال و نيم پيش) براي کميته رهبري و بعدا دفتر سياسي نوشته شد و جزو اسناد کنگره اول در اختيار نمايندگان آن کنگره قرار گرفت. امروز البته اوضاع نسبت به يک سال و نيم پيش تغيير کرده است. حزب حکمتيست هم در مقايسه با آن زمان در جهت درستي پيش رفته و دست آوردهاي زيادي داشته است. کشمکش هاي درون تشکيلات کردستان را پشت سر گذاشته ايم و همينطور قيافه حزب به يمن رشد سريع حزب در ايران و نقش روز افزوني که رفقاي حزب در ايران در حيات سياسي حزب بر عهده ميگيرند به سرعت در حال تغيير است. اما بخش هاي مهمي از اين نامه کماکان موضوعاتي هستند که حزب حکمتيست بايد به آنها به پردازد و برايشان پاسخ داشته باشد.

نوشته دوم تحت عنوان "ضرورت تغييرات پايه اي در آرايش و عمل حزب حکمتيست" قبلا در نشريه کمونيست منتشر شده است.

 

***

از: کورش مدرسي

به: کميته رهبري حزب  

تاريخ: ۲۰ ژوئن ۲۰۰۶

رفقاي کميته رهبري

همانطور که بارها تاکيد کرده ايم اوضاع جامعه و اوضاع حزب حساس است. حزب ما بايد بتواند در اوضاع جاري جامعه نقش مهمي ايفا کند. سوالاتي که امروز ما (کميته رهبري) بايد نسبت به آن داراي يک بينش بسيار روشن٬ جامع و مشترک باشيم قابل تصور هستند و بارها در مورد آنها بحث و تبادل نظر کرده ايم. من فکر ميکنم جلسه حضوري کميته رهبري٬ که بسيار کوتاه و فشرده است٬ بايد ما را به طرح درست اين سوال ها و پاسخ درست به آنها برساند. گلايه کردن از تشکيلات و از نارسائي هاي آن کافي نيست. بايد راه حل و ابتکار عمل نشان داد.

 

فکر ميکنم که همه اعضاي کميته رهبري بايد با يک ليست فکر شده و سنجيده و نقشه عمل و طرح اجرائي روشن در مورد آنها به جلسه بيايد. نکاتي که ذهن من را به خود مشغول کرده و فکر ميکنم بايد جواب داشت اينها هستند: البته ممکن است رفقا مسائل ديگري را هم پيش بگذارند:

1 -       اوضاع سياسي جامعه چگونه است؟ آيا کماکان در يک بحران انقلابي هستيم؟ آيا سرنگوني جمهوري اسلامي توسط مردم را محتمل ميدانيم؟

2 -       اگر به اين نتيجه برسيم که تب انقلابي دارد فرو مينشيند چه تغييري در سياست حزب بايد بوجود آورد؟ ما به ازاء عملي و سياسي چنين ارزيابي براي حزب چيست؟

3 -       ارزيابي از وضعيت کنوني حزب چيست؟ نقاط قدرت و نقاط ضعف ما چيست؟

4 -        آيا اگر امروز کردستان از زير کنترل جمهوري اسلامي خارج شود شانس ما چيست؟

5 -        اگر تهران از کنترل جمهوري اسلامي خارج شود شانس ما چيست؟

6 -       کدام برنامه ها و سياست ها و کارهاي حزب زائد است؟ کدام ها را بايد تعطيل کرد و يا اساسا تغيير داد؟

7 -       آيا راه برنامه ريزي شده اي براي فائق آمدن بر مشکلات٬ اتکا بر توانائي هاي حزب و برطرف کردن نقاط ضعف آن داريد؟

8 -       اگر بحث منصور حکمت در مورد اصول و شيوه کار رهبري کمونيستي را ملاک قرار دهيم. رهبري ما کجاست؟

9 -       ارزيابي شما از کارنامه٬ قابليت ها و نقاط ضعف رهبري حزب (کميته رهبري و ليدر حزب) چيست؟ چگونه ميشود اين فونکسيون ها را بهبود بخشيد؟ چه ابتکاراتي و چه نقشه هائي ؟ خود شما٬ بعنوان فرد٬ چه نقشي ميتوانيد و ميخواهيد در اين رابطه داشته باشيد؟

10 -   چرا اثبات حقانيت تقريبا تمام سياست هاي ما بعضا تبديل به انرژي لازم نميشود؟ چرا سياست ها و بحث هاي سياسي و تئوريک حزب بعضا براي بيرون جذاب تر است؟ آيا اصولا اينطور است؟ 

11 -   ارزيابي شما از خط و خطوط داخل حزب چيست؟ هم خط هستيم؟ نيستيم؟ چرا؟

12 -   اساسي ترين حلقه يا حلقه هائي که براي پيش بردن حزب بايد به آنها چسبيد کدام اند؟ چه کارهائي در اين زمينه بايد کرد؟ خود شما ميخواهيد چکار کنيد؟

13 -   چرا در رهبري حزب دوري و نزديکي وجود دارد؟

14 -   آيا سازمان حزب درست است؟

15 -   ...

16 -   ....

17 -   من مکررا به فعاليت هاي مجازي انتقاد کرده ام. آيا شما در اين انتقاد ها شريک هسيتد؟

18 -   ...

19 -   مشکل ما در سازماندهي گارد آزادي چيست؟

20 -   مشکل ما در سازماندهي کميته هاي کمونيستي چيست؟

21 -   دليل اصطکاک هاي داخل کميته کردستان و گارد آزادي چيست؟

22 -   چرا به نظر ميرسد قيافه حزب کردستاني است؟ چه بايد کرد؟ آيا اصولا اين نقطه ضعف است؟

23 -   آيا در ايجاد يک حزب سياسي و اجتماعي موفق بوده ايم؟ کجاي کار هستيم؟ موانع چيست؟ چگونه ميشود بر اين موانع فائق آمد؟

24 -   آيا از الگو٬ راندمان٬ و کار رهبري حزب راضي هستيد؟ چگونه ميشود بهبود حاصل کرد؟

25 -   ....

26 -   ....

27 -   ....

28 -   ...  

رفقا

نکته من اين نيست که مثل امتحان خود مان را براي اين سوالات آماده کنيم. بعضي از اين سوالات ممکن است اصلا نا مربوط باشند. ولي بايد صادقانه و روشن و صميمانه پاسخ اينها را داشت. اينها سوالات من هستند. بايد براي اين سوالات جواب داشت نه توضيح. بايد دليل را نشان داد و لذا راه پيروز شدن بر آن دليل. "توضيح" تنها٬ تفسير دنيا است. ما هويت مان را تغيير تعريف کرده ايم. هذا گوي هذا ميدان!

دست تان را ميفشارم

با اميد ديدار

کورش

۲۰ ژوئن ۲۰۰۶