حافظه تاريخى

 

نادر بکتاش

 

الحق که دانشمندان و فرهيختگان سياسى و فرهنگى اپوزيسيون کج‌و‌کوله ايرانى که معمولا زير بغل همديگر هندوانه مى‌گذارند و براى همديگر خربزه قاچ مى‌کنند و همه‌شان هر روز صبح جلوى عکس خاتمى نماز مى‌خوانند، مغزى مثل کامپيوتر دارند! "حافظه تاريخى" شان از نوع فرد‌اعلاست. يادشان هست که مثلا ٢٥٠٠ سال پيش فلان شاه بزرگ ايران چه گفته، دختر کدام شاه ديگر را به غنيمت گرفته، کى را کشته و کجا را فتح کرده و قصابى راه انداخته (بعضى‌هاشان تا ٧٠٠٠ سالش را هم به‌ياد مى‌آورند)؛ در فلان کوچه تبريز و تهران در زمان مشروطه کدام آخوند چند ثانيه مترقى(؟!) بوده و در زمان مصدق ساعت چند کودتا شده. اما عجيب است که آن بخش از سلولهاى مغزشان (منظور هارد‌ديسک کامپيوتر خداداده‌شان است!) که مربوط به همين سالهاى نزديک مى‌شود، از کار افتاده است. 

فقط به ٢ نمونه ميکرو و ماکرو در همين سالهاى ١ و ٢ تاريخ (آخر تاريخ ايران و جهان از دوم خرداد يکسال و اندى پيش شروع شده است:: و خاتمى جهان را آفريد و تاريخ را آغازيد!)، بسنده مى‌کنيم: 

١- با درآمدن تق‌کار خاتمى که حتى براى کارگزاران و رفسنجانى هم ديگر مهره سوخته شده و از محاسباتشان براى کسب سهم بيشتر در قدرت خارجش کرده‌اند و روى نيمکت رزرو‌ها نشانده‌اندش، رسانه‌ها و گرايشات و جرياناتى که از او قهرمان آزادى و تاريخ و رامبو و پرومته درست کردند، يواش‌يواش حرفهايشان را، بفهمى‌نفهمى!، عوض مى‌کنند (از همه بامزه‌تر عليرضا‌نوريزاده و هوشنگ وزيرى هستند که اولى هى جد و آباد آخوند و رمانتيسيسم اسلامى‌اش را به رخ جمهورى‌اسلامى مى‌کشد و اشک مى‌ريزد، و دومى با وقار و طمانينه خطاب به خاتمى نصايح "منطقى" و "مدرن" و "تاريخساز" صادر مى‌کند و از رمانها حديث مى‌آورد-البته اينها پر‌روترين‌ها هم هستند، هنوز ادامه مى‌دهند!).هيچ لزومى هم نمى‌بينند که به مردم توضيح بدهند که چرا آنها را سر‌کار گذاشتند و روند توهم‌زدايى از خاتمى و مبارزه براى آزادى را مختل کردند. 

٢- در رابطه با اعتراضات و افشاگرى‌هاى حزب کمونيست‌کارگرى و ديگران عليه مهاجرانى در سوئد، از کانون نويسندگان تا "موجى" هاى ديوار برلن که تعابير سوپر‌سوررئاليستى از آزادى پيدا کرده‌اند، سينه "وا ‌آزادى، وا ‌آزادى" زدند و بالاى منبر رفتند. الان، اما، که همين مهاجرانى عزيزشان نظرات مشعشع در باره آزادى مطبوعات و توس و جامعه و غيره داده، سرشان را آنور چرخانده‌اند و با بيخيالى سوت مى‌زنند!، به‌روى خودشان هم نمى‌آورند (ليست بامزه‌هاى اپوزيسيون خيلى طولانى است: به آن قبلى‌ها نشريه "ديدار"را هم اضافه کنيد که شماره ٩ خود را شماره ويژه قربانيان استبداد-منظور مهاجرانى و کرباسچى و امثال آنهاست-کرد و از آنها نقل‌قولهاى "تاريخى" و "طلايى" آورد). 

٣- پيشنهاد اتحاد‌عمل(!) در زمينه حراست از "حافظه تاريخى ملى": شما هر چقدر مايل هستيد، در هزاره‌ها و سده‌هاى پيشين کند و کاو و حفارى کنيد، ما حفظ حافظه جمعى اين ٢٠ سال اخير را تضمين مى‌کنيم: اجازه نخواهيم داد که عوامفريبى‌هاى سياهتان عليه جنبش آزادى در ايران به فراموشى سپرده شود. اجازه نخواهيم داد که حافظه جمعى مردم ايران را "ميلى" و بر اساس منافعتان غربال کنيد.

 

 ٢٤ اکتبر ١٩٩٨