جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، به بهانه "خطر اتمی"، که  ۲۸ فوریه آغاز شد و عملیات تلافی جویانه ایران، نه تنها نشانی از فروکش کردن ندارد، که بنحو غیرقابل کنترلی در حال گسترش است.

علاوه بر قتل عام و کشتار جمعی دانش آموزان و کادر آموزشی مدرسه ابتدایی در میناب در شروع این حملات، علاوه بر کشتار مردم و تخریب هزاران خانه مسکونی و تاسیسات و ساختمان ها و ... بی بی سی" نوشت از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، دست‌کم چهار حمله به تاسیسات نفتی در اطراف تهران تایید شده است و دود ناشی از حمله به مخازن نفت و پالایشگاه‌ها بر فراز تهران گسترده شده است و بدنبال آن قطرات باران سیاه سمی بر تهران بارید. سازمان بهداشت جهانی هم هشدار داده است که حمله به تاسیسات نفتی می‌تواند خطرات جدی برای سلامت ساکنان ایجاد کند. 

این خبر و اخبار حملات موشکی و تخریبی تلافی جویانه ایران به کشورهای خلیح و حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه که عملا نقل و انتقال نفت از تنگه هرمز را متوقف کرده است و تبلیغات جنگی در مورد گسترش موازی حملات به ایران و هم حملات تلافی جویانه ایران به اسرائیل و زیرساخت های زیستی متحدین آمریکا در منطقه، بشریت در سراسر کره خاکی را در هراس از فردا، چشم انتظار "معجزه" ای نگاه داشته است. 

بشریتی که با گوشت و پوست و خون خود احساس میکند که هر درجه از پیشروی هریک از این جبهه ها، جز مرگ و نیستی، تخریب و گرانی و فقر و فلاکت ببآر نخواهد آورد. جهانی خواهان قطع فوری و بی قید و شرط این جنگ است و آن را هر روز در تظاهرات ها و شبکه های ارتباط جمعی و میدیاهای اجتماعی، فریاد میزند!

اما برای مردمی که در ایران تحت این شرایط هم در خانه و هم بیرون از آن، خطر اصابت موشک ها و بمب های قویترین قدرت نظامی جهان، یعنی آمریکا و عزیز دردانه "سایکوپات"،  "اتمی" و "درنده خو" آن اسرائیل، را  بر سر خود و خانواده و دوستان و همسایگان را قریب دو هفته است که هر روز و هر لحظه احساس میکند، این جنگ، بسیار بیش از همه جنگ هایی که تجربه کرده است، مخوف و فلج کننده و ترسناک است. 

برای مردمی که در این شرایط ترسناک بعلاوه، به بهانه این جنگ وسیعا تحت بمباران فریادها و تهدیدهای مقامات قدرت حاکم بالای سرشان هستند، که "می کشیم هرآنکس که امروز و تحت شرایط جنگی اعتراض کند"، چرا حرکت اعتراضی ش، خیانت و "وطن فروشی" و خود او دشمن است، که حکم تیر و اعدام و مصادره اموال  از قبل برایش صادر شده است، این جنگ علاوه بر تخریب و کشتار و خون ریزی، ابعاد دیگری هم دارد.

دسترسی مردم در ایران محدود است به خبر حملات و تلفات و خسارات و آگاهی از وضعیت  معیشتی و زندگی بخش های آسیب پذیر و آسیب دیده، غالبا محدود و منحصر به آنچه است که حکومت  تصمیم میگیرد آن را در راستای منافع خود، از تریبون های انحصاری خود منتشر کنند. با این وجود در هر فرصتی که روزنه ای برای تماس با دنیای بیرون باز میشود، شاهد صدور انواع بیانیه ها و هشدارها و فراخوان هایی هستیم که توسط نهادها و سندیکاها و گروه ها غیردولتی، فعالین و سازمان دهندگان و  شخصیت های معتبر در ایران هستیم که خواهان پایان جنگ است. فراخوان هایی  که همگان را به تلاش برای تامین امنیت و معاش و سلامت بخش های آسیب دیده و ضعیف تر، همچون کودکان و سالمندان و بیماران و محرومینی که معاش و زندگی بخور و نمیرشان هم امروز آنها را علاوه بر خطر موشک در خطر مرگ از  گرسنگی و سرما و بی دارویی قرار داده است، واقعیتی است که خبر آن کمتر سر تیتر خبرهای جهان میشود.

این مردم، علاوه بر بمب ها و موشک هایی که از خارج توسط آمریکا و اسراییل از بالا بر سرشان می ریزد، علاوه بر  تهدیدات و خط و نشان کشیدن ها و میدان های تیری که از داخل توسط حکومت  بطرف شان نشانه گرفته می شود، علاوه بر قرار گرفتن خود و کودکانشان در معرض سموم ناشی از  انفجار مخازن نفت و پالایشگاهها،  علاوه بر زندگی در اضطراب و التهاب غیرقابل تصور از جنگی که میرود ابعاد گسترده تر جهانی به خود بگیرد، از طرف "دوستان" دروغین خود،  تحت بمباران سموم سیاسی دیگری هستند که تلاش میکنند  بنام "شربت" به خوردشان داده شود. سموم سیاسی که قربانیان این جنگ را به طرفداری از بمب افکن ها فرامیخواند. آنهم از طرف کسانی که بنام "دوستی" و "دلسوزی" به حال آنها، این سموم را مرتب بر سرشان می بارند و مردم را  بیش از پیش تحت فشار روانی قرار میدهد. 

سموم ناشی از خالی شدن "باد گلو" بدبو و مهوعی که از دهان  جنگ طلبانی که ضمن "تشکر از ترامپ و بی بی"،  با فروریختن هر موشک و بمبی بر سر  ایران، به بهانه "نفرت از جمهوری اسلامی"،  فریاد" زنده باد جنگ" شان بلند تر میشود، تحمل این شرایط را برای مردم، دشوار تر و بر احساس خطر شان می افزاید.  

سمفونی گوش خراش مشتی "ماجراجوی" سیاسی که با هستی یک جامعه نود میلیونی "قمار" برد یا باخت میکنند، صفی که رهبران و در راس آن رضا پهلوی شان در انتظار انهدام کامل ایران، انهدام "همه با هم"، حکومت منفور و نود میلیون شهروند بیگناه آن هستند، تا برای اجرای نمایش سیاه و کثیف به قدرت رسیدن شان بر مخروبه های تهران و دهها و دهها شهر بزرگ ایران، نوای تباهی و سیاهی شان را بنوازند، مشمئز کننده  است. هرچند که  امروز بی پایه بودن پروپاگاندهایشان بر ملا شده است و در منظر مردم در ایران،  بیش از پیش منزوی و مورد انزجار هستند. 

مردم در سراسر جهان زیر بمباران اخبار و گزارشات و تحلیل ها و برآوردهای غالبا جانبدارانه دولت ها و اپوزیسیون ها، هرروز و هرلحظه چشم انتظار دیدن نشان و نوری در انتهای تونل وحشت "جنگ جهانی سومی" هستند که خطر آن خواب از چشم همگان ربوده است. 

آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران، غالبا تنها و منزوی شده اند. جهانی، چه در سطح دولت ها و حکومت ها و چه در سطح شهروندان، نگران و هراسان از عواقب وخیم تر ادامه این جنگ هستند. اما مردمی که در جبهه سوم، برای پایان دادن فوری به این خطر به صف شده اند، در مقابل همه جنگ طلبان، خواهان پایان فوری و بی قید و شرط این جنگ کور هستند. صفی که مستقل عمل میکند و  منتظر به نتیجه رسیدن جدال ها و مذاکرات و دیپلماسی و پس و پیش کشیدن قدرت های حاکم جهان و منطقه و به امید تغییر توازن قوا طی این جنگ و جنگ های بیشتر فرسایشی و از جمله به نتیجه رسیدن تغییرات توازن قدرت،  پس از فروپاشی ایران و تبدیل یک جامعه نود میلیونی به غزه دیگری، نیستند. 

قطع فوری و بی قید و شرط این جنگ را همین امروز میخواهند. نه پیروزی آمریکا و اسرائیل را پیروزی خود میدانند و نه پیروزی ایران در عملیات های تلافی جویانه و تهدیدات تعرضی و اعلام "جنگ جنگ تا پیروزی" به بهای نابودی کامل ایران و بهمراه خود دهها و دهها جامعه دیگر. 

این تنها جایگاه و موضعی است که در کنار مردم ایران و دوست مردم ایران است. موضعی که خواهان پایان دادن فوری و بی قید و شراط این جنگ است و در کنار حق مردم ایران برای زندگی انسانی و حفظ شیرازه جامعه و زیرساخت های زیستی و حیاتی یک جامعه نود میلیونی، است. خواست و مطالبه ای که  نمی خواهد زندگی نود میلیون انسان در ایران، در گرو تسویه حساب فی مابین طرفین این جنگ، بماند و آن را وجهه معامله این تقابل خونین و مخرب نمی کند و در انتظار پایان این جنگ، با "پیروزی" این سو یا آن سو، نیست. 

این شرایط علاوه بر جنگ و تخریب و خطرات گسترش آن، در حال حاضر و تا اینجا بیشترین ضربه را به جنبش اعتراضی در ایران که می رفت برای همیشه جامعه خود را از شر جمهوری اسلامی خلاص کند، زده است. هیچ کس و هیچ قدرتی، نه قدرت های جهانی با تبلیغات و وعده و .. و نه جمهوری اسلامی با سرکوب و تهدید و ارعابی که مردم آن را بی اثر کرده بودند، قادر نبودند تا این اندازه در کالبد بی قدرت شده جمهوری اسلامی، روح تعرض و تهدید بدمد و ماشین ارعاب و  سرکوب آن علیه مردم را  روغن کاری کند. بیش از چهار دهه جنگ و جدال مردم در ایران  با این "قدرت منطقه ای" که آن را به بن بست بقا کشانده بود و می رفت که آن را به نیروی سازمانیافته خود سرنگون کند، به برکت "حمله آمریکا" و "جنگ"  امروز قادر شده است که نه تنها در مقابل اسرائیل و آمریکا و متحدین جهانی آن، که بعلاوه و مهمتر از آن در مقابل مردم ایران و جامعه ای که نمی خواهدش، به بهانه این جنگ، بر طبل "قدرقدرتی" و زنده نگاه داشتن شمشیر رعب و وحشت بکوبد.  

مردم ایران، در این شرایط بسرعت از شهروندان فعال و دخیل در جدال های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، متحد و متشکل معترض و دادخواه و اعتصابی و متحصن و.... زنان، کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و دانش آموزدان ...  به احاد و افراد پراکنده "جنگ زده" ای که "در ترس از بیرون رفتن از خانه و در هراس ماندن در خانه" به موقعیت "نظاره گران" "بی اختیار" رانده میشوند، تبدیل شده اند. مردم معترض و دادخواه و مبارز و خوشبین و پیشروی،  که امروز بر سر مطالبات و خواست هایشان، دیگر نه رفاه و آزادی و تن ندادن به حجاب و آپارتاید جنسی و عدالت اجتماعی که پایان هرچه سریع تر و زودتر این "برزخ" و برهوت خرابی و تباهی نوشته شده است،! کسانی که از همه طرف زندگی و مسکن و سلامت و بقا جامعه شان، به لبه پرتگاه تباهی کشیده میشود. 

هیچ کس و هیچ شرایطی نمی توانست رابطه جامعه و نود میلیون شهروند در ایران با جمهوری اسلامی، که زیر فشار اعتراضات و اعتصابات و پیشروی های مردم که حاصل بیش از چهل سال جدال و مبارزه شان با دشمنان در قدرت و بخصوص پس از خیزش "زن زندگی آزادی"، کمرش خم شده بود و به بن بست رسیده بود، را این گونه تغییر دهد که جنگ آمریکا و اسرائیل آن را تغییر داد. 
حکومتی که توسط مردم به بن بست و شکست های پی در پی ایدئولوژیکی و اجتماعی و سیاسی کشانده شده بود، بسرعت در دل این جنگ کور، تلاش میکند با گرو گرفتن جان و زندگی مردم در این جنگ،  اقتدار برباد رفته اش را بر فراز سر یک جامعه متوقع نود میلیونی، باز سازی کند.  

به گفته روزنامه اعتماد "سردار احمدرضا رادان فرمانده کل انتظامی کشور در گفت‌ وگوی ویژه خبری با اشاره به شرایط کشور در دوران جنگ  گفت "در فضای مجازی به آنها اعلام کرده بودیم که از اینجا به بعد در جنگ همه مسائل را جنگی می‌بینیم. کسانی که بخواهند در فضای مجازی تشویش اذهان عمومی کنند به عنوان دشمن تلقی می‌شوند و با آنها برخورد می‌کنیم... چندین نفر را هم دستگیر کردیم و برای آنها پرونده تشکیل شد و به دستگاه قضایی معرفی شدند و دستگاه قضایی نیز با اطمینان خاطر اعلام کرد که مصادره، اعدام و زندان در انتظار این افراد است؛ افرادی که می‌خواهند ذهن مردم عزیز ما را مخدوش کنند. ما در فضای مجازی مشغول هستیم و تعدادی از افراد مؤثر نیز در این راستا دستگیر شدند" ! 

این سناریوی "آزاد سازی" و "حملات بشردوستانه" ای است که گندیده ترین رگه های راست جهانی، از مجرمین و جانیان قرن، ترامپ و نتانیاهو که امروز با تخریب کامل غزه و یک نسل کشی مهیبت "افتخار" پایان معضل غزه و حماس را در پرونده دارند،  برای ایران تدارک دیده اند. امری که از دیماه تا امروز "محصولات" نجات بخش آن را برای مردم، یا با زمینه سازی برای حمام خونی که در دیماه براه افتاد، یا با شلیک بمب ها و موشک های "بشردوستانه" بر خانه و مدرسه و بیمارستانها و مخازن سوخت شان، می بینیم.  

امروز عقب مانده ترین و متوهم ترین، مستاصل ترین و کم اطلاع ترین  بخش های جامعه هم، به تجربه و به عینه و به قیمت مرگ های بسیار و خرابی های بیشمار، و خطر گسترش ان، واقعیات را دریافته اند.  

این تغییر توازن قوا و رابطه میان مردم و جمهوری اسلامی است،  که علاوه بر جنگ و تخریب و خطر گسترش آن به کشورهای بیشتری در خلیج و ترکیه و پاکستان و افغانستان و .. و مداخله قدرت های بین المللی دیگر، از اروپا تا چین و روسیه و .. ،که خود این کشورها با تردید و هراس از آینده آن میگویند، آینده ایران حتی پس از پایان این جنگ را هم برای مردم، بیش از پیش   مخاطره آمیز و بحرانی میکند. 

 تغییراتی که در جامعه ایران، در رابطه با جنبش برای آزادی و برابری و رسیدن به "یک زندگی معمولی" و برآورده شدن آرمانهای عدالتخوهانه و ازادیخوهانه و برابری طلبانه نسل خوش بین و امیدواری که دو دهه بود که توازن قوا بین خود و قدرت ارتجاعی بالای سرش را تغییر داده بود صورت گرفته است، مهم  است.

 باید آن ها را دید، باید آن ها را ارزیابی کرد، باید آنها را به فاکتور جدال ها در ایران علیه جنگ و برای زندگی آزادانه و مرفه، اضافه کرد. شکاف بین حکومت و جامعه، بین مردم و نظام جمهوری اسلامی، با هیچ درجه از فریادها و پروپاگاندهای "میهن پرستانه" و "ضدامپریالیسی" و داعیه "حفظ امینت ایران" پر نخواهد شد. اما این جدال در شرایط متفاوت و دیگری صورت میگیرد. 
ایران در منگنه دو ارتجاع، یکی در قدرت و یکی بعنوان اپوزیسیون (آمریکا و ترامپ) که مشغول بمب افکنی هستند، وارد دوره تازی ای شده است. نه فقط در دل این جنگ و پس از آن، که امروز در دل همین جنگ، میتوان جنبش برای آزادی و برابری، جنبش سرنگونی که میرفت به پیروزی برسد، را در شرایط جدید و  در سنگر های دیگری قدرتمند و تقویت کرد! 

 ایجاد همبستگی و انواع شبکه های مردمی، اتحاد "غیردولتی" و "غیرحکومتی" در حفظ امنیت جامعه، رسیدگی و مراقبت از آسیب دیدگان و رسیدگی به جنگ زدگان و جلوگیری از گسترش مصائب جنگ، مقابله با گرسنگی و فقر و فلاکت و مقاومت در مقابل جنگ طلبانی که از پشت ارتجاع حاکم، جمهوری اسلامی، به پشت ارتجاع میلیتاریستی آمریکا و فاشیسم اسرائیل شیفت کرده اند و تلاش میکنند برای سناریو سیاه و تباه کنندشان از مردم  فقر و فلاکت زده و جوانان مستاصل و به تنگ آمده سرباز گیری کنند، یک رکن مقابله با تعرض جمهوری اسلامی به بهانه جنگ برای احیا اقتدار سیاسی و نظامی و ایدیولوژیک خود بر فراز سر مردم، است. این یک رکن مقابله با شکل گیری هر اقتدار ارتجاعی ضدمردمی، هم در دل این جنگ و هم  پس از پایان  آن است!   

مقاومت و آگاهگری در مقابل پروپاگاندها و سربازگیری های  جمهوری اسلامی،  در رقابت با آمریکا و اسرائیل برای شرکت در مراسم "تجدید پیمان با نظام" و پروپاگاند های جنگ طلبانه حکومت، با بیرق دروغین "میهن پرستی" میهنی که حاضراند همراه خود و نظام شان آن را به فروپاشی کامل بکشانند، حفظ امنیت خود و همه فعالین و تلاش برای به حداقل رساندن خسارات این جنگ، جلوگیری از تفرقه و شکاف در صف جنبش ضدجنگ و جنبش آزادی و برابری،  و  جلوگیری از اعدام و دستگیری ها و احضارهای "مخفیانه" همه و همه عرصه های امروز جدال جنبش ما است. 

باید  این مسابقه قدرت، بسرعت به پایان برسد و سایه سیاه مناقشه اسرائیل و امریکا از سر مردم در ایران و منطقه برای همیشه کم شود. این سناریویی ممکن است! باید کاری کرد که  بسرعت و پیش از تبدیل ایران به غزه دیگری، این جنگ با پایان برسد.  در انتظار پایان پروسه های دیپلماتیک و به سرانجام رسیدن "ابراز نارضایتی" های فاقد کمترین معنی عملی، نماند! این جنبش امروز بخصوص در غرب بسیار قوی و پرشتاب است. باید به آن پیوست  و آن را تقویت کرد و با اقدامات عملی مجبورشان کرد که این فاجعه را فورا ختم کنند. 

بی تردید با پایان این جنگ، در خاورمیانه، با وجود نسل کشی در جریان اسرائیل از مردم فلسطین و قدرقدرتی فاشیسم اسرائیل و فاجعه نسل کشی غزه، صلحی برقرار نخواهد شد.  اما پایان این جنگ میتواند شرایطی بوجود آورد که در آن  نیروهای مترقی، سناریو سفیدی در خاورمیانه، از جمله جنبش ما، که در خیزش "زن زندگی آزادی" حمایت سراسر خاورمیانه و جهان را جلب کرد، بار دیگر عروج کند و  صف خود و قدرت خود برای دخالت و تاثیرگذاری را به میدان بیآورند.  جمع شدن بساط میلیتاریسم و جنگ و  پایان دادن به تبدیل خاورمیانه به حیاط خلوط میلیتاریسم غزب و دهها و دهها باند جنایی قومی و مذهبی و مافیاهای مختلف و نیروهای نیابتی و .. بی تردید فضای پیشروی جنبش های مردمی در ایران و خاورمیانه را، چون بهار عربی، چون انقلاب مصر و تونس و چون خیزش "زن زندگی آزادی"، فراهم میکند. 

از زاویه منافع مردم مترقی در خاورمیانه، مردم ایران و جنبش ما، پایان فوری و بدون قید وشرط این جنگ، پایان میلیتاریسم و گسترش جنگ به بهای به خون کشیدن خاورمیانه،  اولین و مهمترین خواست است. این جنگ بی قید و شرط باید فوری ختم شود! 


١٢ مارس ٢٠٢٦
٢١ اسفند ١٤٠٤