مصاحبه «نضال الشعب» با خالد حاج محمدی از رهبری حزب كمونیست كارگری حكمتیست(خط رسمی)
توضیح كمونیست ماهانه: این مصاحبه را نشریه "نضال الشعب"(جبهه مردمی) از فلسطین با رفیق خالد حاج محمدی در نیمه اول ژانویه ۲۰۲۶ انجام داده است. متن فارسی مصاحبه برای اطلاع خوانندگان نشریه كمونیست ماهانه، منتشر میشود.
پرسش اول: تحولات داخلی در ایران
در سایهٔ سرکوب خونینی که حاکمیت ایران با آن به اعتراضات مردمی اخیر پاسخ داد، شما ماهیت مرحلهٔ کنونی در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا با یک بحران ساختاریِ باز در حاکمیت روبهرو هستیم، یا صرفاً با موجی گذرا از سرکوب که نظام از طریق آن میکوشد سلطهٔ خود را با زور بازتولید کند؟
خالد حاج محمدی: بحران ساختاری جمهوری اسلامی بحرانی تاریخی و بنیادی است چیزی كه حتی در دوره حكومت پهلوی نیز معضل بورژوازی ایران بود. تلاش جمهوری اسلامی برای حل این بحران، یعنی بازسازی زیر ساختهای مهم اقتصادی و فراهم كردن شرایط تولید ارزان در ایران است كه بتواند در بازار جهانی رقابت كند، جز با جذب سرمایه های بزرگ امپریالیستی ممكن نیست. جذب سرمایه های بزرگ هم در گرو امنیت سرمایه است كه در خاورمیانه بدلایل زیادی از جمله حل نشدن معضل فلسطین و بعلاوه روبنای مذهبی و اسلام سیاسی حكومت ایران و نا امنی منطقه به سادگی قابل حل نیست. عروج چین بعنوان یک قدرت اقتصادی و شكست قطب غرب به رهبری آمریكا و تحولات بزرگی كه در جریان است، عواقب و تاثیرات آن و تنگناها و امكاناتی كه برای حكومت ایران فراهم میكند، قطعا به بحث مفصل تری نیاز دارد که در این مصاحبه نمی توان به آن پرداخت.
مولفه های دیگر تشدید این بحران اقتصادی فساد و دزدی و ناكارآمدی سیستم در ایران و همچنین تحریمهای اقتصادی غرب علیه ایران و فشار آن بر طبقه كارگر و اقشار محروم است که فقر گسترده ای را به اکثریت مردم در ایران تحمیل كرده است. اكنون بیش از ۸۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر جهانی قرار دارند. بورژوازی ایران و حكومتش توان حل این معضل بزرگ را ندارند و این اكثریت بزرگ از مردم هم توان قبول و تحمل آنرا ندارند.
معضل جمهوری اسلامی با اکثریت مردم در ایران اما تنها مشكل ساختاری و اقتصادی نیست. معضل مردم با جمهوری اسلامی سیاسی است. مردم آزادیخواه ایران جمهوری اسلامی را نمی خواهند و لذا هر اعتراضی حتی به گران شدن قیمت نان می تواند به معضلی سیاسی و رودررویی مستقیم با حاكمیت و حتی طغیانهای توده ای بی انجامد. مشكل جمهوری اسلامی بحران مشروعیت است.
جمهوری اسلامی از نظر اكثریت بالایی از مردم ایران مشروعیت ندارد و باید برود و اینرا علنا بیان میكنند. طبقه كارگر و اكثریت بزرگی از مردم محروم به این نتیجه رسیده اند كه در چارچوب جمهوری اسلامی تامین ابتدایی ترین مطالبات آنها ممكن نیست و لذا تنها راه سرنگونی این حكومت است. مشكل این اكثریت نبود نیرویی قدرتمند، توده ای، قابل اعتماد و رادیكال با آلترناتیو و برنامه روشن سیاسی است كه تضمین كننده آینده ای مرفه و انسانی برای آنها باشد. برای اکثریت مردم در ایران و بخصوص طبقه کارگر رفتن جمهوری اسلامی به تنهایی كافی نیست و جایگزین كردن آن پدیده مهمی است. این درسی است که طبقه کارگر و مردمآزادیخواه در ایران از انقلاب ۵۷ و به شکست کشاندن آن توسط ارتجاع اسلامی، در توافق با غرب، گرفته اند. به همین دلیل طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه هنوز وارد جنگ آخر خود نشده اند، چون هنوز خود را در موقعیت قدرتمندی که بتواند آلترناتیو خود، حکومت شورایی، را مستقر کنند، نمی بینند. لذا در ذهنیت و عمل ما و بخش مهمی از فعالین كارگری، فعالین رادیكال در جنبشهای اجتماعی، تبدیل شدن به یک نیروی قدرتمند توده ای برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تضمین اینكه ایران توسط قدرتهای ارتجاعی و همدستان آنان در ایران به لیبی و سوریه، به افغانستان و عراق تبدیل نشود در دستور كار است.
اعتراضات اخیر علیه بالا رفتن قیمت دلار و تورم و گرانی حلقه ای از اعتراضات توده ای علیه فقر و فلاکت و مسببین آن بود. سركوب آن توسط جمهوری اسلامی، قطعا با هدف نشان دادن ظرفیت و توان حاكمیت برای كشتار وسیع مردمی است كه او را نمیخواهند. جمهوری اسلامی بر متن موش دوانی و ادعاهای رسمی اسرائیل مبنی بر "دست داشتن" و "حضور ماموران موساد در این اعتراضات"، تهدیدات دولت امریكا برای حمله به ایران و پادوهای آنها در اپوزیسیون، با توجیه ״جنگ با اسرائیل-آمریكا״ و نیروهای نیابتی آنها از مردم محروم و معترض همه جانبه كشتار كرد، جنایتی كه در سال ۱۴۰۱ قادر به انجام آن نبود. هدف شكست اعتراضات آزادیخواهانه و جنبشی بود كه در یك دهه اخیر هر روز متحد تر، خودآگاهتر و سازمانیافته تر به میدان می آمد و قدم به قدم جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی می كرد. جنبشی كه تا كنون دستاوردهای قابل توجه و مهمی كسب كرده است. جمهوری اسلامی میخواست در این فرصت و با توجیه ״دخالتگری موساد و عواملش״ در ایران، به نام دفاع از "وطن" و "مردم ایران در مقابل حمله خارجی״، جنبشی را به عقب براند كه از اسرائیل و امریكا و جنایات آنها در جهان متنفر بود، جنبشی كه به چیزی كمتر از آزادی و رفاه و عدالت اجتماعی قانع نبود، جنبشی كه از نظر جمهوری اسلامی دشمن اصلی و خطر جدی برای ماندگاری حكومت بورژوازی در ایران بود. تلاش برای شكست این جنبش، ناامید كردن مردم از سرنگونی و انقلابیگیری و تحمیل استیصال به طبقه كارگر و بخش محروم و معترض جامعه، هدف اصلی حاكمیت بود.
جمهوری اسلامی بدون سركوب حتی یك روز هم قادر به ادامه بقاء در ایران نیست. تلاش حاكمیت ارعاب و وحشت در میان مردم آزادیخواه و معترض و ساكت كردن و تسلیم شدن و شكست آنها است. كشتار وسیعی كه با توجیه ״دخالت موساد״ و … انجام دادم قابل ادامه نیست. تاثیرات مخرب این كشتار مشهود است اما نه فضای جامعه ایران، نه توازن قوا و نه سطح خوداگاهی و هوشیاری مردم آزادیخواه امكان ادامه سركوب به این شدت را نمیدهد و این دوره گذرا است و به باور من در موج بعدی مردم متنفر تر، خشمگین تر و منزجر تر از جمهوری اسلامی به میدان میایند و موج اعتراضی بعدی، اگر جنگ و حمله نظامی صورت نگیرد، میتواند به مراتب همه جانبه تر، وسیعتر و سازمان یافته تر باشد.
پرسش دوم: تأثیر جنگ و تهدیدهای خارجی
تا چه اندازه تجاوز اسرائیلی–آمریکایی و تهدیدهای مداوم جنگ در تضعیف مبارزات طبقهٔ کارگر و جنبشهای اعتراضی در داخل ایران نقش داشته است؟ و نظام حاکم چگونه از فضای نظامیگری و جنگ برای محدود کردن عرصهٔ سیاسی و درهمکوبیدن اپوزیسیون اجتماعی استفاده میکند؟
خالد حاج محمدی: این دخالتها قطعا مخرب بوده و هستند و دود آن اساسا به چشم طبقه كارگر و مردم محروم رفته است. حمله اسرائیل به ایران با همراهی دولت امریكا و جنگ 12 روزه ای كه تحمیل كردند، مستقل از لطمات اولیه ای كه به جمهوری اسلامی زد، بزرگترین لطمات را به مردم ایران و بزرگترین ضربه را به جنبش اعتراضی پایین جامعه علیه جمهوری اسلامی زد. قبل از حمله نظامی اعتراضات و اعتصابات طبقه كارگر و اقشار محروم در سراسر ایران در جریان بود. این اعتراضات سیر خود را طی میكرد، رادیكال میشد، پیشروی میكرد، هر روز بیشتر متشكل میشد و نیروی بیشتری را به میدان مبارزه می آورد. طبقه كارگر خصوصا در مراكز اصلی صنعتی و اقتصادی ستون فقرات این اعتراضات بود و رنگ رادیكالیسم كارگری بر این جنبش عیان بود و در سطح منطقه و جهان سمپاتی زیادی به خود جلب كرده بود. حمله نظامی اسرائیل-امریکا به ایران و جنگ ۱۲ روزه علاوه بر لطمات انسانی باعث توقفی در اعتراضات شد و به این جنبش لطمه بزرگی زد. این جنگ جنایتكارانه امكانی فراهم كرد كه جمهوری اسلامی به نام "دفاع از ایران" در مقابل حمله نظامی خارجی و با تبلیغات ناسیونالیستی و میهن پرستانه، وسیعترین تعرض را به طبقه كارگر و جنبش انقلابی در جریان بكند، فضای جامعه را پادگانی كند، هزینه های نظامی ارگانهای سركوب را وسیعا بالا ببرد، دستگیر و پرونده سازی علیه مخالفان خود به اسم مقابله با اسرائیل را گسترش دهد و فقر وسیع را به پایین جامعه به بهانه جنگ و تحریمها تحمیل و توجیه كند.
جنگ اسرائیل و امریكا و تهدیدات جنگی امروز چون شبحی ترسناك بر فضای ایران و منطقه سایه انداخته است. تبلیغات وسیع رسانه های غربی، تهدیدات هر روزه ترامپ و سران فاشیست اسرائیل، پر كردن منطقه از انواع سلاحهای كشتار جمعی، علاوه بر ترس و نگرانی واقعی از وقوع جنگی همه جانبه كه كل منطقه را وارد دوره ای ترسناك كند، كل تحولات انقلابی در ایران را تحت تاثیر گذشته است.
ضمنا جنگ و كشمكش اسرائیل و امریكا با جمهوری اسلامی، ربطی به جنگ مردم ایران با جمهوری اسلامی و آزادی آنان ندارد. اینها جملگی از حكومتهای جنایتكار تاریخ بشراند. اسرائیل و امریكا به دنبال اهداف و پروژه های خود در منطقه اند و برخلاف تبلیغات شیادانه شان جنگ آنان با حكومت ایران سر سوزنی ربطی به سركوب و فقر و محرومیت مردم ایران و دفاع از آنان ندارد. آمریكا در چند دهه گذشته برای تامین منافع امپریالیستی خود دهها جنگ بزرگ و كوچك را به جهانیان فروخته است و چند میلیون انسان بیگناه و محروم را قربانی و چند كشور را ویران كرده است. اسرائیل به عنوان جنگ طلب ترین و جنایتكار ترین حكومت در خاورمیانه بیش از ۷۰ سال است مردم فلسطین را کشتار میکند و سرزمینها آنها را اشغال میكند. اسرائیل بیش از دو سال است چند میلیون انسان را روزانه بمباران میكند و نزدیك به ۸۰ هزار انسان از مردم فلسطین را كشته است. دولتهای آمریكا و اسرائیل نه فقط دوست مردم محروم در ایران نیستند كه بعلاوه دولتهای گانگستر و تروریسم رسمی دولتی و دشمنان قسم خورده هر نوع عدالت، هر نوع آزادی و هر نوع حق طلبی بشریت محروم در سراسر جهان اند.
پرسش سوم: موضع نیروهای تغییر در قبال مداخلهٔ امپریالیستی
شاهد ظهور نیروهای اپوزیسیون ایرانی هستیم که مداخلهٔ نظامی خارجی را بهعنوان ״راه رهایی״ تبلیغ میکنند. شما این گرایش را چگونه میبینید؟ و نیروهای مدافع دگرگونی رادیکال چه بدیلی را برای تضمین سرنگونی استبداد، بدون افتادن در دام جنگهای امپریالیستی و ویرانی جامعه، مطرح میکنند؟
خالد حاج محمدی: نیروهای مختلفی در صحنه سیاسی ایران فعالیت میكنند و بخش زیادی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند. بخشی از این نیروها خواهان هیچ تحول انقلابی در ایران به نفع طبقه كارگر و اقشار محروم نیستند. خواهان رفتن جمهوری اسلامی و بدست گرفتن قدرت توسط خود، بدون لطمه خوردن سیستم كاپیتالیستی و حتی ماشین سركوب آن، هستند. این نیروها خواهان دست بدست شدن قدرت از بالا و به هر قیمتی بدون دخالت پایین جامعه و در راس آن بدون دخالت و ایفای نقش طبقه كارگر هستند. ضدیت این نیروها با پایین جامعه، با خواست و مطالبات آنها از خود جمهوری اسلامی كمتر نیست، نه رفاه عمومی، نه عدالت اجتماعی نه پایان بردگی مزدی و نه پایان استبداد و بی حقوقی، نه پایان اعدام و زندان و فقر، هیچكدام خواست این طیف از اپوزیسیون راست و ارتجاعی نیست. این بخش از اپوزیسیون شانسی برای قدرتگیری توسط یک انقلاب اجتماعی از پایین را ندارد. برعکس تنها راه به قدرت رسیدن این نیروها سناریوهایی چون انقلاب مخملی یا رژیم چینج است. این نیروها تلاش کردند خیزش ۱۴۰۱ را به انقلاب مخملی برای به قدرت رسیدن خود تبدیل کنند و شکست خوردند و امروز به رژیم چینج با اتکا به دخالت رسمی و علنی و نظامی امریکا روی آورده اند. دشمن اصلی این نیروها نه جمهوری اسلامی که طبقه کارگر خودآگاه و کمونیستهایی مانند ما هستند که در مقابل آنان سد محکمی بسته ایم.
زمانیکه تبدیل مردم و طبقه کارگر به سیاهی لشکر انقلاب مخملی شکست خورد، تلاش برای شكستن اراده و اعتماد به نفس پایین جامعه و جنبش انقلابی در جریان، در دستورشان قرار گرفت و از این نظر با جمهوری اسلامی هم جهت و هم منفعت هستند. جمهوری اسلامی در تلاش برای تحمیل استیصال به طبقه كارگر و مردم آزادیخواه، برای نجات خود و شكست مردم انقلابی است.
اپوزیسیون پرو امریكا و اسرائیل نیز میكوشد به مردم آزادیخواه استصال تحمیل كند تا بتواند ضرورت دخالت امریكا و اسرائیل و اینکه بدون آنها سرنگونی توسط مردم ایران ممكن نیست، را به مردم حقنه کند. این بخش از اپوزیسیون جمهوری اسلامی هم خواهان حمله نظامی به ایران و هم خواهان تحریمهای اقتصادی به نام تضعیف جمهوری اسلامی، یعنی جنگ اقتصادی علیه طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه، است. این نیروها امروز بخشی از معضل جامعه ایران و عمیقا ضد انقلابی و ضد انسانی هستند. نیروهایی كه در این دوره عملا و رسما به عنوان نیروی نیابتی اسرائیل در ایران عمل كردند و كوشیدند به كمك رسانه های پرو امریكایی و پرو اسرائیل اعتراضات مردم محروم علیه فقر و محرومیت و استبداد را از مسیر خود منحرف و آنها را دنبالچه سیاست اسرائیل و عوامل آن از جمله جریان فاشیستی رضا پهلوی كنند.
ما به عنوان حزب كمونیستی عمیقا هر نوع دخالت دولتهای دیگر از جمله اسرائیل و یا امریكا را مخرب و و بشدت مخاطره آمیز میدانیم.
امریكا در دل تحولات جهانی و با افول قطب غرب، برای حفظ موقعیت رو به زوال خود در مقابل قطبهای دیگری كه شكل گرفته است، دست و پا میزند. كشمكش دولت امریكا در مقابل چین و بریكس و … اكنون موقعیت كشورهایی مانند ایران را بدلیل موقعیت ژئوپلتیك آن در مسیر جاده ابریشم چین از آسیای مركزی به ایران و كشورهای خاورمیانه و اروپا و افریقا و یا کریدور شمال به جنوب از روسیه به جنوب ایران و بندر چابهار، حساس كرده است. انتخاب ایران برای حل کشمکش با چین توسط آمریكا و حمایتهای اروپا بدرجات مختلف از این سیاست به خاطر این جایگاه و تلاش برای اخلال در این مسیر است اگر حتی نتوانند ایران را از این قطب جدا كنند. ایران را انتخاب كرده اند كه از كانال آن جنگ با چین و بریكس را پیش ببرند. اسرائیل كه در جهان بی آبرو و عمیقا مورد نفرت به حق است، دنبال پروژه قدیمی خود و تبدیل اسرائیل به قدرت اول خاورمیانه به كمك امریكا است. اسرائیل برای نیل به این هدف نه تنها كشتار جمعی مردم فلسطین و اشغال بخشی از سرزمینهای سوریه، لبنان و ادعای بخشی از سرزمینها یمن و مصر و حتی عربستان، كه خرد كردن كشورهای بزرگ و قدرتمند منطقه مانند ایران را در دستور دارد. اسرائیل دنبال جنگ داخلی و خونین در ایران از كانال كشمكشهای مذهبی و قومی و تقسیم ایران به چند پارچه است. اسرائیل این سیاست را به نام "مخالف با جمهوری اسلامی״، ״دفاع از مردم ایران״، ״دفاع از اقلیتهای ملی و مذهبی״ مانند كردها، بلوچها، سنی ها و… پیش میبرد. عده ای شبه فاشیست هم یكی به نام بازگشت به گذشته و یكی به نام مقابله با ولی فقیه و یكی به نام "ملت كرد، بلوچ و..״ و حقوق اقلیتها با شعارهای دهن پر كن به دنبالچه اسرائیل و امریكا تبدیل شده اند. حزب ما و طیف بسیار وسیعی از فعالین سیاسی، كارگری، نهادها و محافل كارگری، انواع جمعها و تشكلات از زنان تا معلم و پرستار و… مخالف شدید دخالتگری این دولتها، مخالف هر نوع تحریم اقتصادی به عنوان سلاح كشتار جمعی مردم و مخالف سوءاستفاده های جمهوری اسلامی از این فضای در تعرض به زندگی طبقه كارگر و اقشار محروم هستیم.
تنها راهی كه میتواند به كنار گذاشتن جمهوری اسلامی بدون به خون كشیدن جامعه ایران، بدون تبدیل جامعه به میدان جنگ خونین انواع دارودسته های فاشیست، قومی، مذهبی و انواع باندهای تبهكار و گانگسترهای نظامی كه هر كس سرش به یك دولت جنایتكار وصل است، منجرشود، قدرتمند كردن پایین جامعه، سازمان دادن و متحد كردن طبقه كارگر حول پلاتفرم و افقی رادیكال، انسانی و آزادیخواهانه و متحد كردن اقشار محروم حول پرچم رهایبخش كارگری در این جامعه است. تلاش ما و طیف وسیعی از انقلابیون كمونیست و آزادیخواه در میان طبقه كارگر، جنبش حق زن، نسل جوان آزادیخواه و اقشار محروم جامعه، قدرتمند كردن پایین جامعه از كانال وسیعترین اتحاد حول پلاتفرمی برابری طلبانه و انسانی با محوریت طبقه كارگر در مقابل جمهوری اسلامی است. باید جنبش انقلابی موجود را كه در این دوره با دخالتگری های اسرائیل و امریكا و نیروهای نیابتی آنها زیر تبلیغات وسیع میدیایی و با كشتار وسیع مردم جان به لب رسیده توسط جمهوری اسلامی و تعرض به زندگی مردم محروم و فضای سیاسی ایران لطمه جدی خورد را تقویت كرد. باید هوشیارانه هم توطئه های جمهوری اسلامی و دولتهای اسرائیل- امریكا به نام دفاع از ایران و مردم ایران را افشا كرد و خودآگاهی جامعه را بالا برد. باید توجه جهانیان را به یك جنبش انسانی و برابری طلبانه كه در ایران در جریان است جلب كرد و حمایت و همبستگی با آنرا تقویت كرد. باید در خود كشورهای غربی دولتهای حاكم را زیر فشار گذاشت كه جسارت حمله به ایران و بمباران و تحریم اقتصادی را نكنند. مردم ایران نیازی به "حمایت" دولتهایی كه چندین دهه است مشغول جنایت و كشتار از فسلطین تا سوریه، لیبی، افغانستان، عراق و دهها كشور افریقایی اند، ندارند.
پرسش چهارم: ایران و مسئلهٔ فلسطین
حزب شما موضع خود را نسبت به مسئلهٔ فلسطین، در شرایطی که رژیمها و نیروهای امپریالیستی میکوشند آن را بهطور سیاسی مورد بهرهبرداری قرار دهند، چگونه تعیین میکند؟ و به نظر شما چگونه میتوان همبستگیای انترناسیونالیستی و واقعی میان مبارزهٔ مردم فلسطین و مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و تودههای تحت ستم در ایران بنا کرد، بهدور از سوءاستفادههای رسمی و شعارهای توخالی؟
خالد حاج محمدی: حزب و جریان ما در تاریخ چند دهه گذشته موضع روش و شفافی بر سر مسئله فلسطین داشته است. حق بی اما و اگر مردم فلسطین در داشتن كشور مستقل خود و محكوم كردن اشغال، كشتار و جنایات هر روزه مردم فلسطین توسط دولت قومی- مذهبی و نژاد پرست اسرائیل سیاست همیشگی ما بوده است. ما به روشنی در دوسال و چند ماه گذشته نه تنها حمایت از مردم محروم فلسطین و حق آنها در دفاع از خود در مقابل جنایات اسرائیل را بیان كرده ایم، نه تنها كشتار و بمباران مردم فسلطین و گسترش شهرك سازی ها (اشغال بیشتر) و حمایتهای همه جانبه نظامی، مالی، اطلاعاتی، تبلیغاتی و دیپلماسی كشورهای غربی و در راس آنها دولت آمریكا را در حمایت از اسرائیل محكوم كرده ایم كه بعلاوه بخشی از این دولتها را شریك جرم در نسل كشی مردم فلسطین اعلام كرده ایم. ما همراه صف وسیعی از انقلابیون و جریانات مختلف تلاش كرده ایم مردم متمدن جهان را به حمایت از مردم فلسطین برخیزند، تلاش كرده ایم طبقه كارگر جهانی خصوصا در كشورهای غربی دست به اقداماتی معین برای قطع همكاری دولتها "خودی" با اسرائیل و برای بایكوت اسرائیل به جرم جنایت علیه بشریت شوند. همزمان ما به روشنی معاملاتی كه تاریخا دولتهای جهان عرب بر سر مسئله فلسطین با كشورهای غربی و حتی اسرائیل برای امتیاز گیری كرده اند را محكوم كرده و ریاكاری دولتهایی مانند ایران و تركیه و… را كه خود را مدافع مردم فلسطین اعلام میكنند، یا سوء استفاده جمهوری اسلامی از کشتار مردم فسلطین توسط دولت اسرائیل برای تقویت موقعیت خود در منطقه را افشا كرده ایم.
جنبشی جهانی که در ایندوره در حمایت از مردم فلسطین شكل گرفت، جهان را به هم وصل كرد و جنبشهای آزادیخواهانه در سراسر جهان را به حمایت در اشكال مختلف از مردم فلسطین بر انگیخت.
به باور من فلسطین و حق طلبی این مردم در مقابل یكی از متوحش ترین دولتهای فاشیستی تاریخ بشر، به محكی برای تشخیص درجه انسان دوستی احزاب و جریانات مختلف تبدیل شد.
به باور من مستقل از وظیفه حزب ما در جلب سمپاتی و دفاع از مردم فسلطین در جامعه ایران، جنبش آزادیخواهنه در ایران حامی مردم فسلطین هم هست. جنبش انسانی و عدالتخواهانه در فلسطین هم حامی جنبش آزادیخوهانه و برابری طلبانه در ایران هم هست. دفاع آشکار، به شکلی که در غرب اتفاق می افتد، از مردم فلسطین بدلیل تظاهر جمهوری اسلامی در دفاع از مردم فلسطین و بدست گرفتن پرچم دروغین مدافع مردم فسلطین در دل جدال عمیق مردم با جمهوری اسلامی اتفاق نیفتاد اما تشکلهای مستقل کارگری، فرهنگیان، دانشجویی و زنان و ... دفاع از مردم فلسطین و ضدیت خود با نسل کشی دولت اسرآئیل را به اشکال مختلف علنا اعلام کرده اند. به باور من ناسیونالیسم چه از نوع ایرانی آن و چه از نوع عربی، با نفاق افكنی و جدا كردن انسانها بر اساس ملیت، زبان، محل تولد و مذهب و… بیشترین لطمه را در تاریخ تا كنونی به اتحاد و همبستگی طبقه كارگر در منطقه و همبستگی با مردم محروم فلسطین زده است. ناسیونالیسم ضد "عرب" در ایران و ناسیونالیسم جهان "عرب" هر دو از موانع این راه اند. طبقه كارگر در فلسطین و ایران و منطقه و در جهان حقیقتا منافعی مشترك دارند و باید حامی هم باشند.
پرسش پنجم: روابط دوجانبه و هماهنگی انترناسیونالیستی
ماهیت روابط مبارزاتی و فکری میان "جبههٔ نضال الشعب فلسطین" و حزب کمونیست کارگری ایران- حكمتیست(خط رسمی) چیست؟ و چگونه میتوان این هماهنگی را توسعه داد تا به اهرمی انترناسیونالیستی و واقعی در برابر استبداد داخلی و امپریالیسم جهانی، هر دو، تبدیل شود؟
خالد حاج محمدی: ما چه در سطح جهان و منطقه و حتی در سطح ایران هم از روابط، بحث و گفتگو و مشورت با احزاب سیاسی بر سر مسائل سیاسی-اجتماعی استقبال میكنیم. در شرایط های خاص و بر سر مسائل معینی با احزاب سیاسی در ایران حاضر به همكاری هایی بوده و هستیم.
ما اكنون نزدیك به یك سال و نیم است با "جبهه مردمی فلسطین" (جبههٔ نضال الشعب فلسطین) حول دفاع از مردم فلسطین و علیه نسل كشی اسرائیل و همكاری و شركت دولتهای غربی در این نسل كشی، در حال همكاری هایی هستیم. شما در جریان هستید ما "جبهه متحد كارگری در دفاع از مردم فسلطین" را بعد از مشورتها با هم سازمان دادیم و اكنون یك سال و ۵ ماه است از عمر آن میگذرد. هنوز فكر میكنم این عرصه ای بسیار مهم است و ما و شما و هر نیروی دخیل و مسئول در این میدان كلی كار و فعالیت داریم كه میتوان انجام داد. ما در یك سال و نیم گذشته تلاش زیادی كردیم تا برای اولین بار نهادی را در سطح خاورمیانه و شمال افریقا حول یک مسئله بسیار انسانی سازمان دادیم. این اولین تجربه سازمانها و احزاب کارگری در منطقه است. تا امروز ما شاهد چنین تلاش مشترک و متحدی نبودیم. فكر میكنم تلاش برای متحد كردن طبقه كارگر در منطقه و در این نهاد، تلاش برای جلب حمایت این طبقه در خاورمیانه از مردم فسلطین و تلاش برای جلب توجه بیشتر طبقه كارگر جهانی به معضل فلسطین، عرصه ای بسیار مهم است كه به باور من ما هنوز در ابتدای كار آن هستیم.
ما در اسناد جبهه هم تاكید كرده ایم كه در دل تلاش برای دفاع از مردم فسلطین و نقشی كه "جبهه متحد كارگری در دفاع از مردم فسلطین" ایفا میكند، متحد كردن و تقویت همسرنوشتی كارگری در سطح منطقه و در قلب خاورمیانه اهمیت بسیاری دارد و میتواند نطفه یك همبستگی بزرگ كارگری رادیكال را شكل داد، پدیده ای كه اگر روی زمین واقعی قدمهایی برداریم در سطح جهان و در میان طبقه كارگر جهانی جلب توجه میكنیم، به هم وصل میشویم و همبستگی و همسرنوشتی كارگر و انترناسیونالیستی تقویت میشود. ما از هر میزان همكاری بر سر مسائل معین و روشن و در چهارچوبی كه در آن همسرنوشتی كارگری در منطقه و جنبشهای آزادیخواهانه تقویت شود استقبال میكنیم.
نیمه اولیه ژانویه ۲۰۲۶
