كارگران همیشه قربانیان اصلی همه جنگ های دولتها و قدرتهای بورژوایی در جهان بوده اند. جنگهایی كه به دلایل مختلف و در ادامه سیاست دولتها و قدرتهای جهانی و منطقه ای بوقوع پیوسته است، بیشترین لطمات را از هر زاویه ای به طبقه كارگر زده است. جنگ اخیر و حمله نظامی به ایران كه ظاهراً جنگی از جانب امریكا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی است، تا هم اكنون بیشترین لطمات جانی، مالی، روحی، مبارزاتی و...را به طبقه كارگر و بخش محروم جامعه زده است.
این جنگ مستقل از ادعاهای دروغین و شیادانه عاملین آن و حامیان جنگ، نه به پدیده خطر ایران اتمی مربوط است و نه جنگی علیه استبداد و سیستم ضد انسانی حاكم بر ایران است و نه قرار است سر سوزنی تغییری مثبت به نفع كارگران و اقشار محروم جامعه حتی در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی ایجاد كند. همچنانكه به كرات تاكید كرده ایم جنگ امریكا اسرائیل با جمهوری اسلامی و حمله به ایران، حلقه ای از كشمكشهای بزرگتر جهانی و منطقه ای و تلاش قدرتهای بزرگ مانند امریكا و اسرائیل به عنوان یكی از قدرتهای خاورمیانه با هدف بهبود موقعیت خود در مقابل حریفان در دنیای به هم ریخته كنونی است.
دو دوره جنگ و حمله نظامی به ایران كه به جنگ دوازده و چهل روزه مشهور است، مستقل از لطماتی كه جمهوری اسلامی خورده است، بیشترین لطمات را به كارگران و خانواده های كارگری و بخش محروم جامعه زده است. علاوه بر ویرانی زیر ساختها و بمباران مراكز بهداشتی، بیمارستانها، مراكز آموزشی و خراب شدن بیش از صدهزار ساختمان مسكونی و كشتن هزاران نفر از جمله ٢٥٠ كودك، صدها كارگر در مراكز كار و در حین كار در صنایع اصلی از نفت و گاز تا پتروشیمی ها و فولاد و… جان باخته اند. حمله به مراكز صنعتی ایران، مستقل از زیان مادی آن، كشته هایش را از كارگران میگیرد. بمبارانها بخشی از صنایع و رشته های تولیدی و صنعتی اصلی جامعه ایران را از بین برده یا چنان لطمه خورده اند كه به این زودی ها قابل بازسازی نیست و كارگران این مراكز، بیكار شده اند و فشار اقتصادی و فقر زندگی آنها را به هم ریخته است. در بسیاری از مراكز كارگری بهدلیل جنگ میزان تولید فروكش كرده و به این بهانه بخشی از كارگران اخراج شده اند، یا بدون در آمد مرخصی اجباری گرفته اند و یا نیمه وقت و با نصف در آمد كار میكنند. كارگران بخش ساختمانی اساساً بیكار شده اند. آمار بیكاری ها و اخراجها خصوصاً در جنگ ٤٠ روزه، بسیار بالا رفته و خود رسانه های و ارگانهای حكومتی از صدها هزار كارگر سخن میگویند. افزایش ٦٠ درصدی حداقل دستمزد برای سال ١٤٠٥ كه در توافق نمایندگان دولت، كارفرمایان و نماینده شوراهای اسلامی توافق شده است، هنوز رسما ابلاغ نشده است. آنها از ترس اعتراضات و اعتصابات كارگری و بهدلیل تورم و گرانی بالا، برای ممانعت از اعتراضات پایین جامعه از نظر خودشان سنگ تمام گذاشتند و افزایش ٦٠ درصدی دستمزها را تصویب كرند و با شروع جنگ و بمباران فعلاً مصوبه خودشان را زیر فرش كرده اند.
این جنگ معین و تجاوزكاری آمریكا و اسرائیل، موقعیتی را به جمهوری اسلامی داده است كه به عنوان قربانی ظاهر شود و با پرچم دفاع از ایران در مقابل تجاوز خارجی، طبقه كارگر و مردم ایران را در مقابل خود در موقعیت دفاعی و ضعیفی قرار دهد. جمهوری اسلامی همه جانبه میكوشد با اتكا به نفرت بر حق كارگران و مردم محروم از جنگ و بمباران و عاملین آن كارگران و مردم ایران را به نام دفاع از وطن حول جمهوری اسلامی جمع كند و با خود آشتی دهد. اینكه ایران این جنگ را نخواسته، اینكه در میانه مذاكرات، امریكا و اسرائیل به بهانه های پوچ از جمله مسئله خطتر ایران اتمی به ایران حمله كرده اند، اینكه دولت امریكا و اسرائیل زورگویی میكنند و زبان میلیتارسیم و اسلحه و ترور زبان و منطق آنان است و بهعلاوه اینكه این دو حاكمیت خودشان عاملین كشتارهای زیاد و جنگهای جانیتكارانه و نسل كشی های بزرگ قرن اخیر در جهانند و مورد نفرت عمیق و به حق جهانیان هستند، جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار میدهد كه زبانش نسب كارگران و محرومان جامعه در ایران دراز باشد. همین موقعیت شرایطی را تحمیل میكند كه كارگر زیر بمباران مجبور باشد به سر كار برود و صدایش هم در نیاید، اخراج شود و چیزی نگوید، حقوقش و كارش را نصف كنند و چیزی نگوید. این جنگ چه در سطح منطقه و چه در جامعه ایران، مردم حق طلب و خصوصاً طبقه كارگر را در موقعیت بهشدت دفاعی در مقابل بورژوازی ایران و دولتش قرار داده است و توازن قوا را به نفع طبقه حاكم و به زیان كارگران تغییر داده است.
جنگ كنونی بیشترین لطمه را به مبارزات كارگری، به جنبش حق زن و مبارزات آزادیخوهانه در ایران برای رفاه عمومی و آزادی های سیاسی و…. زد. قبل از این جنگ اعتراضات كارگری، اعتراضات نسل جوان و زنان و اقشار محروم جامعه از بازنشسته تا پرستار و معلم حول بهبود زندگی و امنیت و آزادی، كارگران و مردم متمدن جهان را متوجه و حامی خود كرده بود و به جمهوری اسلامی عقب نشینی های بزرگی تحمیل كرد. جنگ فضای اعتراضی را بست و عقب راند، تجمعات كارگری را پایان داد، اعتراض و تظاهراتها و تجمعات در دانشگاه و محلات و مراكز كار و زندگی را بهشدت به حاشیه برد. جمهوری اسلامی طالب این جنگ نبود و این جنگ به او تحمیل شد و اما یك سرسوزن در استفاده از جنگ و فضای میلیتاریستی علیه طبقه كارگر و اقشار محروم و معترض كوتاهی نكرد. این جنگ بر خلاف پروپاگاند جنگی هواداران جنگ و حمله نظامی به ایران و به نام مقابله با جمهوری اسلامی، جنبش كارگری و جنبش آزادیخواهانه مردم در ایران را به موقعیت دفاعی عقب راند. لطمات این جنگ به توازن قوای میان طبقه كارگر و جمهوری اسلامی به نفع جمهوری اسلامی بسیار عیان و آشكار است.
ادعا میشود جمهوری اسلامی تضعیف شده است و شرایط برای تعرض پایین آماده شده است! اینها را هوادارن جنگ و حامیان اسرائیل و آمریكا وسیعا تبلیغ میكنند و عده ای هم ممكن است از سر استیصال و كوته بینی آنرا باور كنند. اینها در حقیقت ادعاهای شیادانه ترامپ و نتانیاهو و نیابتی های آنان و رسانه هایشان بر سر این جنگ و برای مشروعیت دادن به حمله و بمباران ایران است. اسرائیل و امریكا و اپوزیسیون متحد و مدافع جنگ، از خود جمهوری اسلامی ضد كارگر تر و ضد هر نوع بهبود و رفاه و آزادی برای پایین جامعه اند.
اینكه جمهوری اسلامی لطمه خورده است، اینكه طیفی از رهبران سیاسی و نظامی مهم خود را از دست داده است، اینكه از نظر هزینه های جنگ، ویرانی های جنگ، میزان نابودی زیر ساختها و حتی لطمات به مراكز نظامی و… لطمات قابل توجه خورده است، واقعی است. چنین پدیده ای برای نیرویی كه در این جنگ كنار اسرائیل و امریكا و همراه و شریك آنها در جنگ است، مایه خوشحالی است و به عنوان پیروزی خود و رهبران و اربابان خود نگاهش میكند. اگر امریكا و اسرائیل پیروز حساب شوند یا پیروز شوند معلوم است این طیف فرصت طلب و هوادار آنها احساس پیروزی میكند، اما پیروزی دو حاكمیت جنایتكارتر از جمهوری اسلامی چرا پیروزی من است، چرا پیروزی طبقه كارگر است؟ اما حتی و با فرض پیروزی اسرائیل و امریكا در این جنگ، طبقه كارگر جز فلاكت و وخیم شدن شرایطش و عقب راندن مبارزاتش، لطمه خوردن اتحاد و همبستگی اش، دستاوردی نداشته است. پیرزوی كسانی كه عامل وسیعترین جنایتهای تاریخ بشر در جهان و منطقه اند، پیروزی جلادان و قصابان مردم غزه، پیروزی طبقه كارگر در ایران، در اسرائیل و امریكا و در هیچ نقطه ای از جهان نیست، همچنانكه پیروزی جمهوری اسلامی پیروزی كارگران در ایران نیست. بهعلاوه و در دنیای واقعی امریكا و اسرائیل در این جنگ علاوه بر اینكه در رسیدن به اهداف خود شكست خوردند، در ابعاد گوناگون هم نظامی و هم هزینه جنگ و ویرانی ها در اسرائیل و مراكز نظامی امریكا در منطقه و هم از نظر سیاسی لطمات بزرگی خورده اند كه وارد آن نمیشوم.
اما جنگ دست جمهوری اسلامی در تعرض به طبقه كارگر و اقشار محروم را باز كرد. جنگ و شرایط جنگی ابزاری شد برای تحمیل فضای مختنق به جامعه، ابزاری شد برای تحمیل فضای میلیتاریستی، امكانی شد برای كنترل محل كار و زندگی طبقه كارگر و مردم محروم، برای خانه گردی و دستگیری و افزایش وسیع اعدامهای صحرایی با ادعاهی جاسوسی و همكاری با اسرائیل و آمریكا. جنگ برای بورژوای ایران و حكومتش ابزاری شد برای توجیه فقر، توجیه گرانی و گرسنگی و تحمیل ریاضت اقتصادی، توجیهی برای افزایش سرسام آور هزینه های نظامی و جاسوسی و هزینه ارگانهای سركوب از قوّه قضائیه تا زندانها و… ، از جیب طبقه كارگر و بخش كاركن جامعه.
این جنگ اگر حتی پایان یابد، آثار مخربش برای طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه، برای مدت طولانی باقی میماند. بعد از جنگ نیز طبقه كارگر ایران با پدیده بازسازی فوری زیرساختها، بازپرداخت هزینه های جنگ و تقویت ارتش و سپاه برای جنگ های احتمالی آتی و لزوم تحمل شرایط وخیم اقتصادی از جانب بورژوای ایران و حكومتش روبرو خواهد شد و این از بركات كثیف این جنگ جنایتكارانه برای كارگران و اقشار كم در آمد است. اینها را به نام ضرورت و نیاز وطن و مردمش سعی میكنند با اتكا نه ناسیونالیستی كه عروج كرده و رشد كرده است به ما تحمیل كنند.
به همه این دلایل حتی یك روز بیشتر این جنگ ادامه پیدا كند، به زیان طبقه كارگر وبه زیان جنگ ما و مردم محروم علیه جمهوری اسلامی برای بهبود زندگی تمام میشود. تعجیل ما و تلاش كارگران و مردم زیر بمباران و خواست پایان فوری این جنگ، مبنای عمیقاً انسانی و عمیقاً اجتماعی در خدمت نجات جان انسانها، كم كردن ویرانی و آوارگی و خانه خرابی برای مردم و تقویت جنبش كارگری و جنبش اعتراضی و آزادیخوهانه در ایران است. پایان فوری و بی قید و شرط این جنگ به همین دلیل اولویت فوری امروز ما و اولویت هر كارگر آگاهی در امریكا و اسرائیل و... است. قطع فوری و بی قید و شرط جنگ اولین قدم برای بازیابی نیرو و امكان نفس كشیدن جامعه و ایجاد آمادگی برای ادامه جنگ با جمهوری اسلامی و نظام كاپیتالیستی حاكم بر ایران است.
تا اكنون و با ناكامی امریكا و اسرائیل در رسیدن به اهدافشان در جنگی كه آنها تحمیل كردند، عملاً جمهوری اسلامی تا امروز پیروزمند است. مستقل از اینكه دو طرف این ماجرا یعنی دو دولت جنایتكار امریكا و اسرائیل و جمهوری اسلامی، هر دو طرف در مقابل ما و طبقه ما و دشمنان خونین ما كارگران در ایران، امریكا و اسرائیل و منطقه هستند، اما جمهوری اسلامی پیروزمند میكوشد از این پیروزی بیشترین استفاده را برای تحكیم موقعیت خود در مقابل كارگران و اقشار زحمتكش و در مقابل همه مخالفان خود ببرد.
بی تردید شرایط جنگی كنونی كه واقعاً هنوز معلوم نیست به چه سرانجامی میرسد، شرایط بهشدت سخت برای فعالیت كمونیستهای طبقه كارگر است. ما به مراتب از دوره قبل از حمله به ایران در وضعیت بدتر و زیر منگنه جنگ و پیامدهای آن هستیم. مهمترین مسئله در این شرایط حفظ وحدت و یكی بودن و با هم بودن كارگران در هر شكل است. كار ما در این شرایط هم روشنگری در مورد ماهیت جنگ و هم افشا همه نیروهایی است كه هر كس به نامی میخواهد از طبقه كارگر و مردم محروم در خدمت جنبه خود سربازگیری كند. یكی این جنگ را به نام سرنگونی جمهوری اسلامی به ما میفروشد كه دولتهای جنایتكار آمریكا و اسرائیل و اپوزیسیون جنگ طلب است و دیگر جمهوری اسلامی و طیفی از ناسیونالیستهای وطن پرست مخالف حمله به ایران هستند كه آنرا به نام دفاع از وطن و میهن و حفظ جان و سرزمین ایران تحویل ما میدهند. تقابل با هر دوی این اردوی ارتجاع كار جدی ما است. باید پرده از ماهیت اینها برداشت تا بتوان امكان تقویت اتحاد كارگران در دفاع از منافع مشترك خود و علیه جنگ و حمله نظامی به ایران آماده كرد. محكوم كردن جنگ و بانیان آن كه اساس اسرائیل و امریكا و پادوهای آنها است، مشروعیتی برای جمهوری اسلامی كه ٤٧ سال است با او در جنگ هستیم نمیخرد.
اگر سایه شوم جنگ بر فراز جامعه ایران و منطقه برداشته شود، اگرجنگ پایان یابد بهطور قطع یك میدان جدی از جدال میان طبقه كارگر و بورژوازی ایران بر سر معیشت و دفاع از دستاوردهای قبل از جنگ است، كه زیر سایه جنگ مورد تعرض قرار گرفته یا به حاشیه رفته است. باید برای این شرایط خود را آماده كرد. باید واقعیت جنگ و تبعات آنرا به روشنی و بدون هیچ خیالپردازی دید و برسمیت شناخت تا بتوان صحنه جنگ واقعی طبقه كارگر علیه جمهوری اسلامی و نظام كاپیتالیستی حاكم را چید و این كار كمونیستهای و رهبران و فعالین رادیكال طبقه كارگر است.
