اخبار به اصطلاح "جبهه های جنگ" آمریکا و اسرائیل با ایران، مذاکرات و حملات نظامی بر متن پروپاگاندها و تهدیدها و افاضات و تحریکات ترامپ علیه ایران دال بر اینکه "نابود می کنیم" و "همه زیرساخت ها را میزنم تا جمهوری اسلامی به زانو درآید" از یک طرف، و پیشروی  فاشیسم رسمی و تروریسم یهودی در اسرائیل که  به رهبری نتانیاهو هر روز ابتکارات بیمارگونه جنایی آن در شکنجه و اعدام فلسطینیان و پیشروی ماشین آدم کشی شان به هدف "نابودی کامل  میلیونها فلسطینی" از طرف دیگر، ...

و به موازات آنها مقابله به مثل جمهوری اسلامی و انتشار اخبار به اصطلاح جبهه های "مقاومت" علیه تعرض آمریکا و متحدین آن، و داعیه های اینکه این "مقاومت" و متحدین آن میزنند و "قدرت آن را دارد" که همه نشانه های هستی در کشورهای خلیج فارس و متحدین ترامپ را "نابود کنند"! اگر برای حامیان این تقابل "هیجان انگیز" باشد برای انسانهایی که قرار است همچنان ماتریال عملی شدن این سناریو ها در ابعاد نجومی تری باشند، کابوسی هولناک است. 

چشم دوختن هرروزه جهانیان به "دهان ترامپ" که مذاکره میکند یا نه! که تنگه هرمز باز میشود یا نه، که ماشین این عملیات مخرب جهانی متوقف میشود یا نه! آیا بیش از این تخریب میکند یا نه! و متقابلا  چشم دوختن به "مقاومت" جمهوری اسلامی، در مقابل عملیات و عربده های رئیس عظیم ترین زرادخانه جهانی، که رسما اعلام میکند امروز آمریکا بسیار از پیش از جنگ جهانی دوم قدرت تخریبی و ارعاب و نابودی دارد و در چشم برهم زدنی میتواند ایران را نابود کند! اگر برای ژورنالیست ها اخبار جنگی است، برای انسانهایی که در معرض حمله مستقیم این تهدیدات هستند و در خوف از بدتر شدن امروز و فردایشان لحظات زندگی را سرمیکنند، نه "جنگ" که هراسی بی پایان است. 

هر مذاکره و معامله ای که بتواند ماشین های کشتار جمعی اسرائیل و آمریکا را حتی یک روز هم از کار بیندازد و کشتار خانواده های بیگناه بیشتری را بر اثر ریزش بمب های ٩٠٠ کیلویی که بر سر مردم در  قشم فرود آمد و فردا میتواند بر سر دهها شهر و روستا و استان دیگر فرود آید و قربانیان بیشتری بگیرد را به تعویق بیندازد، "بهتر" از ادامه این "مسابقه"، منهدم کننده است.   

اینجا هدف از این نوشته،  نه تجزیه و تحلیل فازهای نظامی و اقتصادی این "جنگ" است و نه بررسی میزان تخریب ها و کشتارها در ایران و خاورمیانه و تاثیرات روزانه آن بر زندگی مردم در سراسر جهان یا نوسانات در نرخ های تورم و تغییرات در شاخص های بازار های مالی و ....، که تلاش برای پاسخ دادن به سوال های پایه ای تر در مورد امکان "حل این معضل" با "کمترین درد" و با دخالتگری عناصر اصلی دخیل در صحنه است و همچین، از منظر منافع مردم در ایران و سراسر جهان،  گرفتن تصویری از یک دورنما و آینده ای بهتر و روشن تر و در یک کلام "راه برون رفت". 

سرتیتر مهمترین اخبار این "جنگ" را در پانویس این مطلب میتوانید بخوانید. 

به موضوع نوشته بازگردیم. در این به اصطلاح جنگ، نشانه گیری های تهدید آمیز طرفین به حمله به منابع زیست جوامع انسانی ایران و کویت و عربستان و امارات و ...، کشاندن این به اصطلاح جنگ، به تهدید در مورد زدن دکل های سوخت و تاسیسات آب شیرین کن و به آتش کشیدن شدن تاسیسات نفت و گاز و ...، نفس در سینه مردم در ایران و در کل منطقه و به تبع آن در جهان، حبس کرده است! هرچند که "فعلا" در حد تهدید طرفین باشد و نشان "قدرتنمایی" و اشتها و آمادگی کامل برای اجرای آن! 

از هر دو سو، مبلغین و مروجین استفاده از این شیوه ها، میگویند که این ها تهدیدات و پروپاگاندهای "جنگی" است، عملی نمی شود! میگویند این و آن دولت و قدرت در منطقه و در جهان، یا این و آن مانع داخلی ساختاری در نظام های درگیر در این "جنگ"،  مانع کشیده شدن این تقابل به آن نقطه "خطرناک" و "سرنوشت ساز" خواهند شد و بگذارید که تهدید ها نقش "بازدارندگی" خود را ایفا کند! 

اما واقعیت، چه در سطح نظری و چه تجربه تاریخی زیست جانوران کره خاکی شامل انسان، این است که هیچ تهدیدی اگر نشانی از به عمل درآمدن نداشته باشد،  "بازدارنده" نیست و باید چنین تهدید هایی را به اندازه عملی شدن اش، جدی گرفت. این تهدید چه برای "تنبه" کودک باشد یا "انتقام" از جمعیت های میلیونی به بهانه جنگ حکومت بالای سرشان با حریف، نه تهدید که نقشه حمله است! از این رو"خوش بینی" نسبت به کارکرد "مثبت" این تهدید ها و توهم پراکنی در مورد "قدرت بازدارندگی" امروز آنها،  یا "اطمینان خاطر" دادن نسبت به نتایج  "مذاکرات"، یا تبلیغ در مورد تاثیرات"مثبت" آن ها در صورت وقوع و در "فردای پایان جنگ"، اگر توهم نباشد، ریاکاری است.  

دادن وعده آینده "جهانی صلح آمیز" در پایان خط این مسابقه تخریب و کشتار جمعی و با "پیروزی" یکی از طرفین، "جهانی" که در پایان این سناریو در آن یا "آمریکا" و "جهان" از شر "ایران اسلامی" خلاص شده است و یا "ایران" و "خاورمیانه" و "جهان" از شر قلدری ها و مزاحمت های "آمریکا"، اگر توهم نباشد یک فریبکاری آشکار است. این توهم یا فریبکاری، خود بخشی از پروپاگاند ماشین جنگی است که نمی خواهد آن را از کار بیندازد که میخواهد "موتور جنگی" آن را، برای "تقویت" روغن کاری کند.  

این تهدیدها، از هردو سو، نه  "بلوفی" در یک "پوکر" سیاسی و نظامی است و نه بدون "پشتوانه" و "نقشه راه"! تا اینجا "دیپلماسی" برای "مسلح کردن عربستان به سلاح اتمی" و ارعاب و "دیپلماسی" برای به میدان کشاندن قدرت ها و  کشورهای دیگری برای دخالت مستقیم،  از هردوسو در جریان است و گوشه هایی از "نقشه های راه" را نشان میدهد! بالا و پایین رفتن نرخ دوری و نزدیکی های امروز قدرت های حاکم در منطقه له و علیه هم، تصویر کاملی از فردای صف بندی ها و جناج بندی ها و دخالت های مستقیم فردا نمی دهد! این پنجره ای است باز بر روی آینده ای میلیتاریستی تر، اتمی شده تر و نظامی تر با شرکت قدرت های بیشتر ضدمردمی در منطقه و در جهان.   

 تبلیغ در مورد عدم امکان به اجرا در آمدن آنها یا هرنوع توهم پراکنی در مورد تاثیرات " مثبت" این عوامل "بازدارنده" در "تاریخ" و زندگی "آیندگان"، یا امید بستن به "قدرت" و نحوه دخالت" رقبای "خوش خیم"، چین و روسیه، برای پایان دادن به این مسابقه تباهی، توهم و بخشی از پروپاگاندها، در امید بستن به ادامه این جدال است. رقبایی که بی تردید همه گونه "یاری رسانی" به جوامع "قربانی" چون ایران و افغانستان و سوریه و لیبی و عراق خواهند کرد و تا جایی که ممکن باشد اسلحه و پول و تکنولوژی و .. برای "دخالت" و تقویت توان نظامی ایران فراهم خواهند کرد، اما کمترین محموله های کمک رسانی انسانی چون دارو و غذا و پزشک و مسکن و شیر خشک برای کودکان جنگ زده ایران و بازسازی بیمارستانها و مدارس و تاسیسات زندگی مردم ارسال نخواهند کرد! همانگونه که این حامیان، برای ارسال این نوع از "کمک" ها به قربانیان نسل کشی اسرائیل در غزه، ته لیست کشورهای کمک کننده هم نبودند و قطره چکانی کمک هایی کرده اند! * 

هیچیک، نه چین و نه روسیه،  حتی به اندازه برخی کشورهای دیگر، روابط سیاسی و اقتصادی و تجاری خود با اسرائیل را کاهش یا قطع  نکردند. در به اصطلاح "مذاکرات ترامپ و حماس" در مورد سرنوشت بیش از دومیلیون فلسطینی باقی مانده از نسل کشی اسرائیل که امروز بدون کمترین امکانات اولیه زیست انسان در کمتر از ٤٠ درصد از نوار عزه فشرده شده اند، روسیه و چین نقش تعیین کننده ای در راستای منافع فلسطینیان نداشته و ندارند. هر دو در کنار تمام دول غربی و عربی، از "طرح صلح" و "هیئت صلح" ترامپ حمایت کردند. رقبایی که تا کتون جز حمایت های لفظی و محکوم کردن ها و نکردن ها، دیپلماسی و بهره برداری سیاسی، در دفاع از فلسطینیان و مردم در خاورمیانه از هیچ بازوی نظامی، اقتصادی و سیاسی جدی علیه اسرائیل و آمریکا استفاده نکرده اند و نخواهند کرد! سیمای سوریه "آزاد شده توسط روسیه" امروز آیینه تمام نمای "پیروزی" رقبا است. 

چین در جدال خود با آمریکا، با تمام لطمات اقتصادی به دلیل بسته و باز شدن های تنگه هرمز، مشغول پیشروی های خود است. گاردین انگلیسی دوم اوت نوشت که: "پیشرفت‌های فناوری چین از سیلیکون ولی تا کاخ سفید باعث هرج و مرج شده است. مدل‌های جدید هوش مصنوعی، ربات‌های پیشرفته و تراشه‌های کامپیوتری تخصصی، بازارها و صنعت فناوری ایالات متحده را آشفته کرده‌اند." پیشروی که حاصل آن نه نجات جان مردم در عراق، نه سوریه، نه لیبی، نه غزه و نه ایران است و نه نجات جان مردم جهان، نه موجب "صلح" و "جهانی عادلانه"! افتخار این "پیروزی" هم  نصیب کاپیتالیسم و بورژوازی چین و برتری آن بر آمریکا شده است! 

پیروزی چین یا روسیه، نه پیروزی بشریت است و نه پیروزی مردم در خاورمیانه و نه بخصوص در ایران. اخبار را بخوانید. این درحالی است که رقیب قدرتمند انها در آمریکا یکی پس از دیگری، حتی از سر استیصال کشورها را تحریم میکند، هر فرد و نهاد دولتی یا بین المللی را بخواهد به ورشکستگی می کشاند و به هرکجا خواست بمب و موشک میزند! قدرت آنها نه برای جهانیان و مردم ایران و عدالت و برابری و آزادی، که برای گرفتن سهمی از کیک جهانی است، که باید تجدید تقسیم شود.  ایران با قریب نود میلیون جمعیت، نباید قربانی این تجدید تقسیم و برقراری "عدالت" بین قدرت های استثمارگر و سرکوب گر بورژوایی در سوار شدن بر گرده بشریت کارکن شود.  

 سرنوشت دردناک غزه و فلسطینیان، که از جمله در دل رقابت های جهانی و منطقه ای، عنصر تا مغز استخوان مرتجعی چون اردوغان برای آن "اشک تمساح" می ریخت و جمهوری اسلامی از آن قدرت میگرفت، آینه تمام نمایی است از نقش همه حکومت هایی که امروز بر مسند قدرت هستند و در این باطلاق مسابقه تخریب و کشتار، نقش دارند و هریک بدنبال سهم خود از این باطلاق جنایی تعمیم یافته جهانی اند. هرنوع پیشروی یا عقب نشنی این "رقبا" له و  علیه هم، تنها باطلاق را عمیق تر و عمیق تر میکند. تا جایی که دیگر اینکه، کدام حکومت تروریستی و  فاشیست و قدرت میلیتاریستی و زورگویی برپایی این جهنم و منجلاب را شروع کرده است، چه قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی رقیبی از این شرایط بهره برداری کرده است، و کدامیک "مقابله به مثل" کرده است و ...، تفاوتی در سرنوشت کسانی که در ایران و خلیج فارس و سراسر جهان، قرار است قربانی این حمام های خون و چرک  گسترده جهانی شوند، ندارد!  

توهم به این دوستان "دروغین مردم" چه فلسطینی، چه لبنانی، چه افغانستانی و چه عراقی چه یمنی و ...  توهم به همه این قدرت های بورژوایی که "ریز و درشت" جملگی "امپریالیستی" هستند، به اندازه توهم به "بی بی" و "ترامپ" برای "کمک رسانی" به مبارزه مردم ایران، فریب است. این تبلیغات یا "کیسه دوختن" ها و توهم پراکنی ها، خود بخشی از دستگاه پروپاگاند جنگی و در خدمت تداوم و گسترش این میدان مسابقه تخریب، نسل کشی و پاک سازی های قومی است. توجیه کننده فجایعی است، که پس از کشتار جمعی صدها میلیون بشر کره خاکی و تخریب دهها و دهها جامعه انسانی، قرن ها طول خواهد کشید که تاثیرات مخرب آن از جوامع انسانی و  محیط زیست کره خاکی، زدوده شود! 

برای رسیدن به چنین نقطه ای، که خطر آن امروز بیش از همیشه بالا گرفته است،  مهم نیست چه کسی جنگ را آغاز کرد، بهانه چه بود و چه کسی "دفاع" کرد و بهانه چه بود! چرا که این نه میدان جنگی آزادیبخش است و نه میدان جنگی ضدامپریالیستی و نه میدان دفاع در جنگی عدالتخواهانه! همه شرکا، یکی تهاجمی و دیگری "دفاعی" مشغول آتش زدن به خیمه و بارگاه و کودکان و سالمندان و غیرنظامیان قبایل دیگر هستند! آنها هم  به کودکان و بیماران و سالمندان و پیروجوان، رحم نمی کنند! تعرض و دفاعی که در مقابل نسل کشی بساط نسل کشی به راه میاندازد، به همان اندازه جنایتکار و  ضدبشری است. تصاویر خطرناک امکان گسترش این تقابل در مناطق نفتی بیشتر و به میدان آوردن دولت های دیگر و درگیری مستقیم کشورهای بیشتری در منقطه، واقعی و  هولناک است. 

برخلاف تعابیر رایج و توهم پراکنی های ناسیونالیست های طرفدار جمهوری اسلامی و نیروهای سناریو سیاهی متحد ترامپ و نتانیاهو، این تقابل نه یک جنگ "آزادیبخش" است و نه یک جدال و مقاومت"عادلانه"! 

کدام آزادی بخشی! کدام عدالت! مدفون کردن راهها و پل ها و .. علاوه بر کشتار براثر بمب و موشک و  قطع دسترسی مردم ایران به آب آشامیدنی، و در مقابل آن قطع دسترسی جهانیان به نفت و تمام محصولات مورد نیاز شان از یکی از شاهراه های جهانی و حمله به تاسیسات آب شیرین کن کشورهای منطقه به بهانه همکاری دولت های مرتجع با آمریکا، همان بلایی که آمریکا و اسرائیل به بهانه حماس و حزب الله بر سر مردم غزه و لبنان و امروز ایران میآورند! خراب کردن همان مصائب بر سر مردم و طبقه کارگر در  کویت و عربستان و امارات و قطر و عمان و  .. ، چه آزادی را نصیب چه کسی میکند! کجایش عادلانه است! 

در  گرو گرفتن جوامع انسانی، دیروز غزه و امروز ایران، تخریب زیر ساخت های حیاتی زیست انسان ها در ایران و دهها و دهها جامعه انسانی دیگر، و  دادن تصویری از ماحصل این به اصلاح جنگ و در واقع مسابقه تخریب و  کشتار جمعی مردم بیگناهی که نه در ایران و نه در کویت و نه در عربستان و عراق و .. سهم و نقشی در جهنمی که گسترش آتش آن وعده داده میشود ندارند، کدام جلوه و نشانی از کمترین "آزادیبخشی" دارد! 

در حمله به زیر ساخت های حیاتی جامعه ایران و تهدیدهای گسترده در مورد تخریب همه کشورهایی منطقه، چه منزلت انسانی، چه حقانیت و چه ارزشها و عدالتی شکل گرفته است و میگیرد! تراژدی غزه، وعده های تعمیم و گسترش آن، آینه تمام نمای واقعیات این تقابل ها، همه جا است.   

این واقعیت است که هیئت حاکمه های فاشیست در اسرایئل و آمریکا برای خروج خود از بن بست بی جوابی به معضلات سیاسی و اقتصادی که گندیدگی نظام هایشان بر سرشان خراب کرده است، به جنگ و میلیتاریسم نیاز دارند و پس از عراق و لیبی و سوریه و غزه، این بار جمهوری اسلامی بهانه گشترش میلیتاریسم جهانی به رهبری آمریکا است! 

این واقعیت است  که ریشه حمله به ایران نه جوهر و خصلت ضدبشری جمهوری اسلامی ایران است، نه "خطر ایران اتمی" و پرکاری ماشین کشتار جمهوری اسلامی از مردم بیگناه ایران، که زورآزمایی و جدال آمریکا با چین و روسیه بر سر حفظ کرسی "سرکردگی" آمریکا بر بورژوازی جهانی است!

این واقعیت است که جنگ با "دشمن خارجی" برای جمهوری اسلامی همیشه چوب زیربغلی بوده است برای حفظ خود در مقابل تعرض مردمی که چهار دهه است که نمی خواهند! 

این واقعیت است که حضور و تحرکات  سیاسی و  میلیتاریستی آمریکا در خاورمیانه، بخصوص حفظ بقا اسرائیل بعنوان یک دولت اشغالگر و امروز فاشیست، بدون وجود متحدین اش در غرب و در خاورمیانه، عربستان و امارات و اردن و .. بدون داشتن پایگاههای نظامی و امنیتی آمریکا در خاورمیانه، ممکن نبود!

این واقعیت است که ارتجاع اسلامی، بعنوان یک قطب ارتجاعی تاریخا از این حضور و تحرکات میلیتاریستی آمریکا و از بی حقوقی و مظلومیت مردم فلسطین همواره سواستفاده کرده و از آن نیرو گرفته و "فربه"  شده است! 

سرنوشت حماس و عزه به روشنی گویا است که حتی اگر جمهوری اسلامی ایران امروز تماما تسلیم "مطالبات ترامپ" و در واقع بهانه های ترامپ و هئیت حاکمه آمریکا شود، هنوز خطر ادامه این روند تخریب از سر ایران از بین نخواهد رفت! تسلیم شدنی که اگر کارساز بود  و قادر بود این ماشین جنایات تعمیم یافته و رو به گسترش را از کار بیندازد، فشار برای تسلیم  بی چون  و چرای جمهوری اسلامی نه تنها منطقی که عادلانه و بشردوستانه بود. اما چنین سناریویی امکان عملی شدن ندارد! چرا که ایران بهانه جنگ آمریکا با چین و روسیه در مورد تعیین جایگاه ریاست بر جهان امپریالیستی است!  سرنوشت غزه گواهی آینده ای است که در این جنگ ها و مقاومت ها و تسلیم شدن ها و نشدن ها، نصیب شهروندان، جوامع انسانی میشود!  

واقعیت این است که فروپاشی حکومت ها و میدانداری انواع باندهای جنایی و نیروهای نیابتی قدرت های جهانی و راه اندازی جنگ های قومی و مذهبی هریک در راستای منافع قدرت هایی که با "کیس ایران" تلاش میکنند سهمی از "کیک" در تقسیم مجدد جهان "بورژوا امپریالیستی جدید" ببرند، دورنمای ادامه این منجلاب است. به حاشیه راندن جنبش های مردمی برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و  به انزوا کشاندن  جنبش های مدنی مترقی در ایران و برجای گذاشتن ایران بعنوان یک "کانون جنگ بی انتها"، دورنمای ادامه این مسابقه تخریب است.  

در فلسطین از پیش روشن بود که، هدف نتانیاهو و اسرائیل تسلیم شدن حماس و تسویه حساب نظامی با حماس نبود!  به طریق اولی از پیش روشن بود که هدف ترامپ مقابله با ایران اتمی و "تروریسم اسلامی" و "امنیت تنگه هرمز" و ... نیست و نبود. این ها بهانه ها است! نه علت حملات و جنایات و نسل کشی! مردم ایران و خاورمیانه گروگان جدال قدرت آمریکا با رقبای اصلی او، چین و روسیه، بر سر سرکردگی بر جهانی است که دیگری نمی تواند بر آن سرکرده بماند!

در این سیر و در تجدید تقسیم جهان کاپتالیستی دیگر حفظ اسرائیل بعنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا در خاورمیانه عربی با کشورهای بزرگ عربی و بورژوازی های بزرگ و "سهم خواه"، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود. ریشه عرب ستیزی و فلسطینی ستیزی دولت رسما فاشیست اسرائیل، نه حماس و جمهوری اسلامی که ناامنی است که با فروپاشی صدرات آمریکا بر جهان نصیب این ایالت شده است. 

حفظ اسرائیل و تداوم حق کشی در حق مردم فلسطین در جهانی که علاوه بر قدرت های دیگر بورژوایی، شهروندان جهان و بخصوص مردم در خاورمیانه بارها علیه آن به میدان آمده اند، به سادگی ممکن نیست. از بهار عربی تا انقلاب تونس و تحرکات انقلابی در ایران برای خلاصی از جمهوری اسلامی،  مناسب ترین بستر برای رشد و گسترش جنبش های سوسیالیستی است. در چنین خاورمیانه ای، حفظ غده سرطانی دولت اشغالگری اسرائیل و ادامه  غصب سرزمین های فلسطینیان، ممکن نیست! 

جهان و معضل تنگه هرمز

اما در این بستر، بعلاوه معضل کنترل تنگه هرمز، که امری مربوط به موقعیت جغرافیایی ایران است، شرایط ایران را بیش از سایر کشورهای تخریب شده در خاورمیانه پیچیده  میکند. 

معضلی که در میدان این مسابقه تخریب حل و فصل نخواهد شد! "راه حل" معضل "کنترل تنگه هرمز"، در پایان یک تخاصم جهانی تعیین تکلیف خواهد شد  و پس از "معلوم " اینکه که  نهایتا کدام قدرت و قدرت های بورژوازی جهانی، سهمی از صندلی قدرت آمریکا را تصاحب خواهند کرد، به سرانجام خواهد رسید! 

خام اندیشی محض است اگر تصور کرد که "مقاومت" ایران و مقابله به مثل جمهوری اسلامی، کنترل این شاهرگ حیات اقتصاد جهانی را به بورژوازی ایران، اسلامی یا سلطنتی یا هر شکل دیگری، تحویل خواهد داد. این را، بورژوازی جهانی،  نه آمریکا، نه بورژوازی غرب و نه چین و روسیه، نه همه قدرت های جهانی که در جوار تنگه ها و گذرگاهها و شاهراه های آبی و هوایی و زمینی حمل و نقل کالا و خدمات و .. اقتصاد جهانی نشسته اند، به این سهولت و در این جنگ بعنوان محصولات پایان این تقابل، قبول نخواهند کرد داد. 

کنترل تنگه هرمز، به این شیوه تنها با یک راه حل "بورژوا -  امپریالیستی" که فوری نیست و حاصل تخریب و کشتارها و گسترش مسابقه تخریب به دهها جامعه دیگر، از نقطه نظر منافع بورژوازی جهانی "حل" خواهد شد. نگاهی به افغانستان و سوریه، کافی است که شکل و شمایل و ماحصل دولت های به اصطلاح "خودی" ضدامپریالیست" را  دید که چگونه هردو "خدمتگزاران خوب" جهان بورژا - امپریالیستی هستند! 

حل معضل کنترل تنگه هرمز،  به قیمت نابودی صدها میلیون نفر و تداوم حداقل یک دهه "جنگ جهانی" خواهد بود که یک فاز کوچک آن امروز در جریان است.  این "معضل"  چه از جانب امریکا "حل" شود و  چه  با فرض محال از جانب ایران "حل" شود، یک "راه حل امپریالیستی" است نه ملی! تبلیغات ناسیونالیست هایی که این جدال را چون جدال های پیشا سرمایه داری جدال ضداستعماری قلمداد میکنند تا دستهای تعرض امپریالیستی دولت خودی را بعنوان جنایات بورژوازی "ملی" و "خودی" تطهیر کنند، بیش از حد رنگ و رو رفته است. بستن تنگه هرمز توسط ایران، یعنی بستن یکی از شاهراه های حیاتی حرکت کار و سرمایه جهانی. مستقل از اینکه ایران "امپریالیست" باشد یا نه،  گرو گرفتن این "فونکسیون" در اقتصاد جهانی، یک اقدام و عمل امپریالیستی است. 

 تنگه هرمز نه "منزلت ملی" است و نه "کرامت ملی" و نه کنترل بر رفت و آمد محصولات و خدمات بشر کره خاکی حق انحصاری هیچ قدرت و دولتی باید باشد.  نه این تنگه و نه سوئز و کردیدورهای زمینی و خطوط لوله و ... نه سایر شاهراه های حیاتی زندگی جهانی نباید در هیچ جنگ نظامی و تخاصم و رقابت و اختلاف و .. گروگان گرفته شود! 

همه دخالت ها در این عرصه، امپریالیستی است چه از جانب محمد رضا شاه و حکومت های "ژاندارم منطقه" و  دست نشانده آمریکا و  غرب صورت بگیرد چه از جانب دولت های "خودی" ! این پدیده امپریالیستی است و بازی با آن گرو گرفتن معاش مردم جهان در جنگ قدرت است. این خصلت است که به آن خصلت امپریالیستی میدهد نه لشکر کشی های نظامی دوران استعماری پیشا سرمایه داری! هیچ بورژوازی  و هیچ سرمایه ای در جهان، غیرامپریالسیتی و ملی و وطنی و مترقی نیست! 

شاهراه‌های حیاتی جهانی یا همان گلوگاه‌های استراتژیک، معابر باریک آبی و زمینی هستند که بخش بزرگی از تجارت، انرژی و حمل‌ونقل کالا در جهان از آن‌ها می‌گذرد. این محیط ها، همچون آسمان و هوا و اکسیژن اموال عمومی بشریتی است که در سراسر جهان برای تامین معاش سراسر قاره ها را می پیماید و برایش تفاوتی نمی کند که صاحب کارش کویتی باشد یا ایرانی یا آمریکایی یا چینی! برده مزد است و برای دریافت حاصل مزدش، و دسترسی به محصولات و خدمات، زندگی اش نباید گروگان هیچ رقابت و جنگی میان دشمنان استثمارگر و بهره کش او قرار بگیرد. 


اما اگر جهان بدست سوسیالیست ها بود! اگر در جهان یک قطب و یک جامعه و یک جنبش قوی سوسیالیستی در میدان بود! 

حق همه جوامع و کشورها در مورد باز و بسته نگاه داشتن شاهراه های حیاتی دسترسی جهانیان به مایحتاج زندگی را، چون دسترسی به آب و هوا و اکسیژن، در سراسر جهان همگانی میکرد! 

هیچ مالکیت خصوصی دولت و  حکومت و بنگاهی بر این شاهراه ها را به رسمیت نمی شناخت!  نه کسی در تنگه هرمز، نه در کانال سوئز، نه باب المندب، نه در تنگه مالاگا و کانال پاناما و تمام مسیرهای زمینی و هوایی تردد وسایل زندگی انسانها را به هیج دلیل و بهانه ای قادر نبود مسدود کند! 

ایران و اهمیت تنگه هرمز، مصر و اهمیت کانال سوئز و سایر تنگه ها و کانال ها و راههای تزانزیت و  حمل و نقل کالا و خدمات، اموال عمومی جهانیان اعلام میشد! انترناسیوال کمونیستی! به هیچ قدرتی اجازه دعوا بر سر کنترل آن را نمی داد! 


٣ اوت ٢٠٢٦

١٢ مرداد ١٤٠٥

پایان 

------------------------

سرتیتر اخبار جبهه های "جنگ" در ایران، خاورمیانه، کشورهای خلیج، آمریکا، اسرائیل و بریتانیا و چین ! 

ایران

- "اعتماد: پاسخ ایران به عملی شدن تهدید ترامپ درباره حمله به زیرساخت‌ها چه خواهد بود؟ اگر فشار و تهدید به تحرک تبدیل شود، پاسخ ایران هم در سطح تحرک خواهد بود.مجموعه تحرکات و نشانه‌های میدانی در روزهای اخیر (هشدارهای کم‌سابقه سفارتخانه‌های امریکا برای خروج شهروندان از منطقه تا گزارش‌ها درباره افزایش احتمال جهش قیمتی در بازار انرژی) یک تصویر واحد را تقویت می‌کند: دولت ترامپ با راهبردی پرریسک، خاورمیانه را به سمت «نقطه‌ای غیرقابل بازگشت» سوق می‌دهد. نقطه‌ای که در آن، امنیت انرژی جهانی، خطوط کشتیرانی و ثبات اقتصادی کشورهای منطقه به‌طور همزمان در معرض ضربه قرار می‌گیرد."

- "شبکه شرق:  ۱۰  مرداد ۱۴۰۵: "آمریکا بمب ۱۰۰۰ کیلویی بر روی خانه‌ای در قشم انداخت.  نیویورک‌تایمز در گزارشی با بررسی تصاویر آثار حمله بامداد پنج‌شنبه به جزیره قشم، که باعث شهادت سه نفر از اعضای یک خانواده شد، اعلام کرد که احتمالاً این حمله با بمب سنگین مارک ۸۴ ارتش آمریکا انجام شده است؛ بمبی که به گفته کارشناسان تسلیحات و مهمات، احتمالاً به کیت هدایت JDAM مجهز بوده و در منطقه‌ای با خانه‌های متراکم فرود آمده است."


اسرائیل

بی بی سی: ۱۱ مرداد "با حکم دادگاه، اجرای طرح استفاده از تمساح در اطراف زندان فلسطینی‌ها در اسرائیل متوقف شد! دادگاهی در اسرائیل با صدور حکمی موقت، اجرای طرح جنجال‌برانگیز استفاده از تمساح‌های رود نیل در اطراف یکی از زندان‌های محل نگهداری زندانیان فلسطینی را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد. این حکم پس از آن صادر شد که یک سازمان مدافع حقوق حیوانات با ارائه دادخواستی فوری، خواستار جلوگیری از اجرای این طرح شد. بر اساس این طرح که از سوی ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، حمایت می‌شود، قرار بود خندقی در اطراف یکی از بندهای امنیتی زندان کتزیوت، در صحرای نقب، حفر و در آن تمساح‌های رود نیل نگهداری شوند."  

پ ن: بن گویر همان وزیر امنیتی است که پس از تصویب قانون ویژه برای اعدام شهروندان فلسطینی، همسرش به او کیک تولدی که بر روی آن طناب دار، اشاره به قانون اعدام اسرای فلسطینی، به او هدیه می‌دهد.  

چین

گاردین: اول اوت ۲۰۲۶: "پیشرفت‌های فناوری چین از سیلیکون ولی تا کاخ سفید باعث هرج و مرج شده است. مدل‌های جدید هوش مصنوعی، ربات‌های پیشرفته و تراشه‌های کامپیوتری تخصصی، بازارها و صنعت فناوری ایالات متحده را آشفته کرده‌اند."

"از نظر حجم کمک‌های بشردوستانه، چین جزو بزرگ‌ترین کمک‌کنندگان به غزه نبوده است. در رتبه‌بندی‌های مالی سازمان ملل و UNRWA، کمک‌های چین در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در حد  دستکم سه میلیون دلار بوده و فاصله زیادی با کمک‌های آمریکا (پیش از تعلیق)، اتحادیه اروپا، آلمان، ژاپن، بریتانیا و کشورهای خلیج فارس دارد. "

"چین روابط تجاری خود با اسرائیل را به دلیل جنگ غزه قطع یا به‌طور معنادار کاهش نداده است. تجارت دوجانبه ادامه یافته، هرچند مانند بسیاری از کشورها تحت تأثیر شرایط اقتصادی و جنگ نوسان داشته است. هیچ تحریم اقتصادی یا قطع روابط تجاری از سوی پکن علیه اسرائیل اعمال نشده است" 

روسیه

"روسیه روابط دیپلماتیک با اسرائیل را قطع نکرده است و تحریم اقتصادی یا تجاری فراگیری علیه اسرائیل اعمال نکرده است. از غزه حمایت سیاسی کرده است و به اسرائیل فشار اقتصادی وارد نکرده است"


خاورمیانه

"جنگ آمریکا علیه ایران از کنترل خارج شده است. درگیری ترامپ همچنان در حال تشدید است، عربستان سعودی به حملات هوایی در عراق پیوسته و بنا به گزارش‌ها در حال برنامه‌ریزی برای حمله به حوثی‌ها است. ممکن است رکود اقتصادی به دنبال داشته باشد"

"عربستان سعودی اعلام کرد که در انجام یک سری حملات هوایی در داخل عراق به ایالات متحده پیوسته است. "

"حماس با طرح ترامپ برای خلع سلاح در غزه موافقت کرد." 

"دونالد ترامپ از پیشرفت در مذاکرات خلع سلاح حماس در غزه و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی خبر داده است، اما مقامات دولت اسرائیل نسبت به این توافق ابراز تردید کرده‌اند."

گاردین: "تحلیلگران هشدار می‌دهند که حملات ایالات متحده و عربستان سعودی در عراق، منطقه را به سمت «قلمرو ناشناخته‌ای» سوق می‌دهد"

تصمیم ریاض برای پیوستن به ایالات متحده در حملات علیه شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران، جنگ رو به گسترش و «غیرقابل پیش‌بینی» را پیچیده‌تر می‌کند" 

"تحلیلگران هشدار داده‌اند که حملات آمریکا و عربستان سعودی به شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در عراق، منطقه را به سمت «قلمرو ناشناخته‌ای» سوق داده است." 

"حملات روز چهارشنبه پس از یک وقفه کوتاه در حملات مستقیم ایالات متحده به اهدافی در ایران انجام شد، اما متحدان تهران در یمن و فراتر از آن به طور فزاینده‌ای درگیر شده‌اند." 

"در همین حال، ایران در اولین حمله خود در منطقه از زمان توقف جنگ با ایالات متحده، موشک‌هایی را به تأسیسات نظامی ایالات متحده در اردن شلیک کرد." 

"آیا ایران یک «جنگ ابدی» است؟ "

"همچنین روز چهارشنبه، انفجارهایی در یک بندر بارگیری گاز طبیعی در دریای مدیترانه در دمیاط، مصر رخ داد که طبق گزارش‌ها شامل یک حمله پهپادی بوده است، که اولین حمله گزارش شده به مصر در جنگ بوده است. منبع پهپاد مشخص نیست."

"شرکت امنیت دریایی بریتانیا، امبری، اعلام کرد که یک تانکر ذخیره شناور متعلق به ایالات متحده در آنجا توسط یک پهپاد مورد اصابت قرار گرفته است، که یکی دیگر از گسترش‌های احتمالی جنگ خاورمیانه است." 


"در بغداد، ریاست جمهوری عراق حملات هوایی به نیروهای بسیج مردمی، که با نام الحشد الشعبی نیز شناخته می‌شود - یک اتحاد مسلح که شامل جناح‌های قدرتمند طرفدار ایران است - را «نقض آشکار حاکمیت عراق و هدف قرار دادن نهادهای رسمی آن» خواند." 

"نخست وزیر عراق، علی الزیدی، که اخیراً با ترامپ دیدار کرده بود، در پی این حملات، جلسه برنامه‌ریزی شده با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در جده در روز پنجشنبه را لغو کرد." 

"عراق، که به شدت از بسته شدن تنگه هرمز، که بیشتر نفت آن از طریق آن صادر می‌شود، آسیب دیده است، برای جلوگیری از سرایت جنگ بین ایالات متحده و ایران به خارج از مرزهای خود تلاش کرده است." 

"در حالی که طبق گزارش‌ها، عربستان سعودی در تعدادی از حملات مخفیانه به ایران به عنوان بخشی از جنگ دست داشته است، دخالت آشکار ریاض نقطه عطف جدیدی در این درگیری است. شورشیان حوثی یمن که تحت حمایت ایران هستند، تقریباً یک هفته پیش از محاصره بنادر و محموله‌های سعودی در ورودی دریای سرخ خبر دادند."