بدنبال جنگ چهل روزه و لغو پروژه حمله زمینی به ایران، با شركت نیروهای مسلح ٦ جریان كردستانی، توسط ترامپ، شاهد گسترش فضای میلیتاریستی در کردستان و حملات نظامی به اردوگاههای این جریانات در عراق از طرف جمهوری اسلامی هستیم. از سوی دیگر موجی از اقدامات مسلحانه در شكل ترور و گسترش آن در شهرهای مختلف كردستان توسط گروه و باندهای مسلح قومی، به راه افتاده است.
طی چند هفته اخیر ترور افرادی در شهرهای مختلف، از مهاباد و سنندج تا مریوان و.....، به نام كشتن عوامل و همكاران جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است. گروههای بی نام و نشانی تا كنون خود را به عنوان صاحب این ترورها معرفی كرده و همزمان جرایاناتی مانند پژاك مسئولیت برخی از ترورها را به عهده گرفته و ادعای گروههای دیگر را رد كرده اند.
مستقل از صحت و سقم ادعاهای جریانات قومی در انجام این ترورها، این اقدام به موجی از ترس و ناامنی در شهرهای كردستان دامن زده است. علاوه بر افزایش كنترل و گسترش فضای میلیتاریستی توسط جمهوری اسلامی، به بهانه این ترورها، همزمان موجی از اعتراض و نگرانی مردم از این اقدامات، از افزایش فضای ترور و ناامنی و تهدید به نام مقابله با جمهوری اسلامی به راه افتاده است.
بنا به گزارشاتی كه به ما رسیده است طی چند روز گذشته تعدادی علنا تهدید به ترور شده اند كه نه عامل به جمهوری اسلامی اند و نه همکار نهادهای حکومتی. این واقعیت و تردیدات در مورد صحت ادعای این باندها مبنی بر عامل رژیم یا همکار رژیم بودن كسانی كه ترور شده اند، پرونده و سابقه قتل، باجگیری و اخاذی از مردم توسط این جریانات، بر نگرانی و فضای نا امن در کردستان دامن زده است. نگرانی ازاینکه این ترورها زمینه برای گسترش ترور توسط جمهوری اسلامی، به نام این جریانات، را فراهم وافزایش دهد.
جمهوری اسلامی ایران، از کردستان، و از کردستان سرخ و آزایخواه و برابری طلبی که در آن جنبش سراسری "زن زندگی آزادی" پژواک عظیم و مردمی یافت، بیش از پیش می ترسد! از ظرفیت های انقلابی، چپ و کمونیستی کردستان، از کردستانی که پس از چهاردهه از تجربه انقلاب ۵٧، بار دیگر به کانون انقلابی تبدیل شد. کانونی که در آن تلاش برای دامن زدن به شکاف های دست ساز قومی و ملی و مذهبی، که خود جمهوری اسلامی یكی از مهمترین عناصر فعاله تعمیق آن بود، بی نتیجه ماند و اتحادی سراسری، انقلابی و مترقی برای آزادی، رفاه و برابری و آزادی زن شکل گرفت! اتحادی که از سنندج و تهران تا آذربایجان و خوزستان تا گیلان و خراسان و دهها و دهها شهر و استان دیگر را همچون پیکره واحدی در مقابل کل نظام با پرچم "زن زندگی آزادی" قرار داد.
پیکر واحدی که یکی از خشن ترین، مسلح ترین و مخرب ترین حکومت های قرن را ناچار به عقب نشینی های بسیار عظیمی کرد و دستاوردهای بزرگی برای جنبش آزادیخواهانه كسب كرد. الغای گشت ارشاد و آزادی دوفاكتوی حجاب، بالا رفتن حرمت زن در جامعه، عقب نشینی فرهنگ ضد زن و مرد سالار و تعمیق اتحاد و همبستگی مردم محروم در سراسر ایران، تنها گوشه ای از دستاورد آن جنبش بود.
عقب نشینی های جمهوری اسلامی در کردستان، به "باج دهی" به فرهنگ، زبان و لباس کردی، برای به تسلیم و قناعت کشاندن جامعه، از جمله "کردی" کردن مراسم نوروزی رسمی منجر شد. عقب نشینی که سوت به میدان آمدن ناسیونالیست های عظمت طلب ایرانی را به صدا درآورد. نقشه و كاری که عملا در راستای منافع نظام برای جنگ با جامعه متحدی بود که پس از خیزش زن زندگی آزادی، به جدا ل حکومت برای خلاصی از آن آمده بود.
این تجربه زنده، که توسط جهانیان مورد حمایت و استقبال قرار گرفت برای جنبش ناسیونایستی کرد و فارس، به سنگر و هدفی برای تصرف تبدیل شد.
کردستان امروز پس از شکست پروژه امریکا-اسرائیل در بمباران و تخریب و کشتار تحت عنوان "آزاد سازی" به کمک باندهای قومی، توسط جمهوری اسلامی بیش از پیش میلیتاریزه شده است. شرایطی که بی تردید جریانات ناسیونالیست کرد و باندهای قوم پرست، از عناصر فعاله ایجاد آن بوده اند.
ترورهای اخیر در كردستان بازتاب استیصال و شكست گروههای مرتجعی است كه قرار بود پیاده نظام اسرائیل و امریكا در حمله به ایران باشند. این ترورها، همچون عملیات اتئلاف احزاب شش گانه، کمترین ارتباطی به تاریخ مبارزاتی مردم در کردستان ایران و منافع آنها ندارد. این ترورها ادامه همان پروژه مخرب است و بیشترین لطمه را به فضای جامعه و به مبارزه و اعتراض مردم علیه جمهوری اسلامی میزند. این تروها ادامه پروژه ناامن كردن جامعه و تلاش برای تحریك و جنگهای صلیبی و خونین است. این ترورها نه ادامه مبارزه مسلحانه توده ای علیه جمهوری اسلامی است و نه ادامه مبارزات و سنت مبارزاتی مترقی و مردمی در کردستان است و نه در راستای منافع مردم.
عوامل امنیتی نظام را بی تردید باید شناسایی کرد و آن ها را منزوی کرد! محیط های کار و زندگی و فعالیت سیاسی شهروندان در سراسر ایران و در کردستان را از تعرض و فعالیت های مخرب آنها محفوظ نگاه داشت. مبارزه با این عوامل، کار تشکل های مردمی در محل کار و زندگی، مدارس و دانشگها و کارخانه ها و .. است.
ترورهای اخیر در کردستان، که بعید نیست بخشی از آن توسط خود جمهوری اسلامی و عواملش صورت بگیرد و بخش دیگری توسط گروه های ناشناخته و یا شناخته شده ای که مستقیم و غیرمستقیم مسئولیت آن را بعهده گرفته اند و آن را بنام "عملیات انقلابی" در دفاع از مردم قلمداد میکنند، تماما علیه مبارزات مردمی، انقلابی و آزادیخواهی مردم در کردستان ایران و در سراسر ایران است.
اقدامات خودسرانه ترور توسط این و آن سازمان بی ریشه در جامعه، سازمان هایی که نه در محیط کار و نه در محیط زندگی مردم در کردستان ایران، درگیر مبارزات مردمی نیستند، سازمان هایی که کمترین مسئولیتی در قبال فعالیت های نظامی و امنیتی خود ندارند، سازمان هایی که به جامعه، به هیج نهاد مردمی و جامعه مدنی و تشکل مبارزاتی پاسخگوی فعالیت هایشان نیستند، هیچگونه حسابرسی مردمی بر اقدامات شان ناظر نیست! نه تنها قابل حمایت نیست که باید توسط نهادها و تشکل های مردمی با آن قویا مقابله شود. کردستان ایران سنت و سیر حرکت مبارزاتی خود، از کوچ مریوان تا مقاومت سنندج سرخ، از اعتراضات و اعتصابات معلمان و بازنشستگان و کارگران تا خیزش زن زندگی آزادی، سنت مبارزاتی خود را می شناسد.
این عملیات نه تنها در ادامه و راستای سنت و موازین مبارزه سیاسی و نظامی در کردستان ایران نیست که مستقیما علیه آن، علیه جامعه و علیه پیشروی جامعه است. این تحرکات ماتریال اجری یک سناریو سیاه در کردستان و ایجاد شکاف و انشقاق میان مردم است. این اقدامات فضای ترور، كشتن و انتقام گیری را برای هر جریان و باند تبهكار و هر گروه گانگستری باز میكند.
مردم آزادیخواه كردستان!
كردستان سرخ یكی از سنگرهای انقلابی برای مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم در ایران است. نباید اجازه داد در فضای پرتنش كنونی و در دل جنگ و بمباران به نام "مقابله با جمهوری اسلامی" شهر و روستاهای كردستان به محل ترور و تهدید و آدم ربایی این جریانات یا پادگانی کردن و بگیر و ببند به نام "مقابله با دشمن" تبدیل شود.
مردم کردستان نباید در منگنه این دو ارتجاع، در حاکمیت و در اپوزیسیون، قرار بگیرند!
مبارزه آزادیخواهانه كارگران و اقشار محروم و مردم آزادیخواه در ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تأمین جامعه انسانی، آزاد و مرفه، با اتحاد و سازماندهی نیروی خود و نقشه آگاهانه کمونیستها و آزادیخواهان انجام میگیرد. دست بردن جنبش برابری طلبانه ما، دست بردن كارگران و زحمتكشان به اسلحه و برای ساقط كردن قدرت حاكم، حق ما است. بی تردید هر وقت لازم باشد باید با قیام شهری و از جمله در شكل مسلحانه توده ای آن قدرت حاكم را ساقط كرد. اما نباید اجازه داد گروهها و فرقه های قومی كه هر كدام افسارشان را دست دولتی داده اند، به نام ما و مبارزه ما با جمهوری اسلامی، با ترورو انتقام جویی های كثیف خود، با تهدید مخالفان خود به نام مبارزه با جمهوری اسلامی، محیط كار و زندگی ما را نا امن كنند. باید همانطور که دست رد به سینه جمهوری اسلامی زده ایم، دست رد به سینه این باندها زد.
دفتر کردستان حزب حکمتیست (خط رسمی)
٢٣ مرداد ١٤٠٥- ١٤ اوت ٢٠٢٦
