اول مه امسال در شرایطی فرامیرسد که پرولتاریای ایران بعنوان گردانی از لشکر جهانی طبقه کارگر، زیر تهدید و بمباران یک جنگ ارتجاعی و تجاوزکارانه قرار گرفته است. جنگی که صدها کودک را زیر آوار مدارس دفن، هزاران کارگر را در بنادر و حمل و نقل، پتروشیمی ها، نفت، گاز و فولاد و... کشته ، صدها هزار کارگر را بیکار کرده و زندگی دهها میلیون انسان از خانواده های كارگری را به فقر و تباهی سوق داده است.
جنگی که خانه های مسکونی را بر سر مردم خراب، بیمارستانها را ویران، بخشی از زیر ساختهای اقتصادی را نابود و میلیون ها نفر را آواره و سایه مرگ و تهدید و ترس را بر فراز جامعه ایران و كل منطقه گسترده است.
در آستانه ی اول مه، جامعه ما در منگنه جنگ جنایتكارانه دو دولت جنگ طلب آمریكا و اسرائیل از طرفی و جنگ جمهوری اسلامی با مردم از طرف دیگر قرار گرفته است. عوارض و تبعات این جنگ علاوه بر خسارت جانی و مالی، ما را با شرایط دشواری روبرو کرده و پایان فوری و بی قید و شرط جنگ و تجاوز را به یک ضرورت حیاتی جامعه تبدیل کرده است.
جمهوری اسلامی حتی با فرض پایان جنگ و تجاوز امریکا هم، فضای جنگی را بر سر جامعه نگاه میدارد. فضایی که هدفش به حاشیه راندن اعتصابات و اعتراضات طبقه كارگر و اعتراضات اجتماعی است. جنگ را دو دولت جنایتكار آمریكا و اسرائیل به مردم ایران و منطقه تحمیل كردند و جمهوری اسلامی میكوشد از جنگ به عنوان اسلحه ای علیه طبقه كارگر حق طلب و مردم آزادیخواه، نهایت استفاده را ببرد. لذا در شرایط و فضای جنگی علاوه برگسترش بیکاری، فقر، گرانی و فلاکت، فضای میلیتاریستی و خفقان و بهعلاوه جوخه های اعدام بر پا كرده است. برنامه سرکوب سراسری با "طرح امنیت محله محور"، کنترل و بازرسی های گسترده در خیابان شهرها و جاده ها، بازداشت های وسیع و محاکمه متهمین با ادعای همكاری با اسرائیل و دستگاه جاسوسی موساد و سیا، در دادگاه های صحرایی و بدور از چشمان جامعه، همگی از جمله استفاده از شرایط جنگی علیه امنیت و سلامت و حرمت جامعه است و برای تحكیم موقعیت خود و بورژوازی ایران در مقابل طبقه كارگر و بخش محروم جامعه.
گسترش "میهن پرستی" محصول دیگر جنگ ارتجاعی است كه توسط جمهوری اسلامی باد زده میشود و به اوج رسیده است. در شرایط نفرت عمومی از اسلامیت و مذهب و شریعت نظام و عقب نشینی هایی كه جنبش برابری طلبانه طی چند دهه به جمهوری اسلامی تحمیل كرد، اكنون و زیر سایه جنگ پرچم "میهن پرستی" و دفاع از آن و فدای جان برای ایران، جایش را گرفته است. اكنون بهطور همه جانبه سرودهای ملی و شعارها و پرچم زنده باد ایران، جای سینه زنی یا حسین در خیابان های تهران را گرفته. "وطن پرستی" آنها در خدمت منافع اقلیتی مفتخور و انگلی است که زنده به نیروی کار، و بشرط سکوت و تسلیم آنها است. ناسیونالیسم و وطن پرستی این سم و دشمن خوداگایی طبقه ما، این هویت كاذب و ضد كارگری را برای بسیج جامعه در خدمت قدرت حاكم، در خدمت محكم كردن زنجیرهای بردگی بر دست و پای طبقه كارگر به عرش اعلا برده اند.
در شرایط دهشتناک و ضد انسانی کنونی، در دل جنگ و بمباران همه جانبه ٩٠ میلیون انسان در ایران و همزمان با عربده كشی گانگستر حاكم بر امریكا و ادعای نابودی یك تمدن، لاشخورهایی کمین کرده اند تا از قبل جنگ و تباهی و نابودی جامعه کلاهی برای خود بدوزند. در زمین عفونت جنایات جنگی، تنها کرم هایی مثل نئوپهلوی ها، فرقه ی رجوی، قوم پرستان كرد و گروههای گانگستری و جنگ طلب رشد میکنند. دشمنان رنگارنگ مردم از ترامپ و نتانیاهو تا فرقه های تبهکار اپوزیسیون بورژوایی در كمال وقاحت و بی شرمی، از ما مردم ایران دم میزنند و با بمب و كشتار و خانه خرابی و ویرانی جامعه، نوید «رهایی» ما را سر میدهند.
وظیفه ما كارگران آگاه و برابری طلب مقابله با این شرایط، ایستادن در مقابل جنگ و جنگ طلبان، دست رد زدن بر سینه آنها و همزمان بازسازی نیروی طبقاتی و اجتماعی خود، متحد كردن و متحد نگه داشته صفوف خود در دفاع از زندگی و در دفاع از دستاوردهای تاكنون خود در مقابل جمهوری اسلامی است. نه گفتن به جنگ و مقاومت در برابر نظامی کردن محیط کار و زندگی، بازرسی ها و مزاحمت ها و تهدید و بازداشت و اعدام های صحرایی حاكمیت، مقابله با انداختن هزینه های جنگ بر دوش طبقه كارگر و بخش محروم، اولویت اول طبقه ما و همه محرومان و استثمار شدگان جامعه است.
اول ماه مه فرصتی است كه طبقه كارگر بار دیگر ادعانامه خود علیه نظام تبهکار سرمایه داری، با جنگ و جنایت و میلیتاریسم آن، با فقر و استثمار و بی حقوقی آن، با ناسیونالیسم و فاشیسم و نژادپرستی آن و با فرهنگ و سنت عقب مانده و ضد انسانی آن را به جهان اعلام کند. بار دیگر به طبقات حاکمه اعلام كند طبقه کارگر جهان منفعت واحدی دارد و تقسیم بردار، به این و آن کشور و میهن و قوم و ملت و زبان و مذهب و نژاد نیست. اعلام کند طبقه كارگر در ایران بخش و گردانی از یك طبقه جهانی در مقابل نظام کاپیتالیستی است. اول مه روز قدرت نمایی جهانی طبقه ی ما و کمونیسم اش علیه نظام کاپیتالیستی است.
جنگ به ما تحمیل شد و علیه جنبش و طبقه ما و علیه مردم محروم ایران و منطقه و جهان است. اگر سایه این جنگ از سر جامعه کنار برود، بی تردید شرایط برای پیشروی جنبش طبقه کارگر برای مطالبات ش، به سرعت مهیا خواهد شد. در ایران دهها میلیون مردم که از تبعیض و ستم و استثمار بیزارند، زندگی بخور نمیر نمی خواهند! اكثریت مردم ایران، طبقه كارگر و بخش محروم جامعه، رفاه و خوشبختی میخواهند، آزادی و امنیت و صلح و برابری میخواهند. در جامعه ما در میان کارگران و زنان و جوانان، عشق به آزادی و خوشبختی و رفاه و برابری موج می زند.
دوره اخیر و جنگ جنایتکارانه کنونی نشان داد كه در ایران، همچون همه جوامع کاپیتالیستی، و در جهانی که "قدرت سود" پشت به "قدرت اسلحه" و تخریب حکم میراند، در غیاب حضور قدرتمند طبقه کارگر با پرچم سوسیالیستی و کمونیستی خود و متشکل در احزاب و سازمانها و تشکل های سراسری خود، جهان به چه منجلابی تبدیل میشود!
کارگران کمونیست، رفقا!
بی تردید شما در این شرایط جنگی بسیار بیش از پیش میتوانید راهگشا و هدایت کننده باشید. اول ماه مه امسال طبقه کارگر ایران، که در آن گرایش کمونیستی سالها است دست بالا داشته، باید علیه این جنگ و برای پایان فوری و بی قید و شرط آن، صدای خود را به جهانیان برساند! باید در مقابل پروپاگاندهای نظامی و فشارهای جمهوری اسلامی، برای سرباز گیری از طبقه کارگر و خراب کردن بار این جنگ بر گرده این طبقه، علیه تحمیل فقر و فلاکت و اختناق بیشتر و در مقابل تعرض به همه دستآوردهای مبارزاتی تاکنونی ش به بهانه جنگ، سنگر های محکمی ببنند! کارگران سوسیالیست، رهبران عملی و سازمان دهندگان اعتراضات و اعتصابات و مبارزات کارگری در ایران، بخشی که تا پیش از این جنگ بارها و بارها قدرت و اتحاد و همبستگی شان، قدرت حاکم را به عقب نشینی های زیادی کشانده بود، روز اول مه را میتوانند به روز احساس قدرت طبقه کارگر حول خواست های خود، تبدیل کنند!
اول مه فرصت و مناسبتی است كه با صدای بلند علیه این نظام، علیه جنگ و استثمار و بردگی آن فریاد زد. نگذارید جنگ و فضای جنگی، صدای آزادیخواهی و حق طلبی جامعه را به حاشیه ببرد. نباید گذاشت جمهوری اسلامی با ادعای پیروزی "ملت ایران"، حتی نزد یک کارگر هم، برای خود مشروعیت بخرد. تعرض رژیم به جامعه بعنوان "پیروز جنگ" و "انتقام کشی" از مردم و هر معترضی، یکی از جبهه های جنگ حکومت با ما است! تشدید فقر و فلاکت باز هم به بهانه این که در جنگ بودیم و هنوز هم سایه جنگ از بین نرفته، پذیرفتنی نیست.
هنوز سایه شوم جنگ بر جامعه ما حاكم است، خواست فوری ما همراه صدها میلیون انسان در سراسر جهان پایان فوری و بی قید و شرط این جنگ جنایتكارانه است. با فرو نشستن گرد و خاک جنگ، جامعه ما کمر راست می کند تا به سیاق همیشگی سراغ جمهوری اسلامی برود و برای آزادی و رفاه و برابری بجنگد. هر تصور و اقدامی جز این دشمنی با جامعه و طبقه كارگر و مردمی است که تا کنون گام های بزرگی برای آزادی و رفاه و برابری برداشته است! صفوف طبقه کارگر و مردم آگاه و آزادیخواه ایران از صف دشمنان مردم، صف اپوزیسیون بورژوایی از ناسیونالیسم ایرانی تا قوم پرستان رنگارنگ که به طناب جنگ و تجاوز اسرائیل و امریکا آویزان و عناصر فروپاشی جامعه ایران هستند، بطور کامل و قاطعانه جدا است!
در جبهه های نبرد طبقاتی و اجتماعی، پیشروی و پیروزی طبقه کارگر، پیروزی کل جامعه است! تأمین این مهم بر دوش ما كمونیستهای این طبقه است. اول مه با صدای رسا اتحاد طبقاتی و جهانی خود را اعلام كنیم و بر ضرورت فوری انقلاب كارگری پای بفشاریم.
آزادی، برابری، حکومت کارگری
حزب حکمتیست(خط رسمی)
دوم اردیبهشت ١٤٠٥- ٢٢آوریل ٢٠٢٦
